اگر ارزش افراد به اثر گذاری باشد، شریعتی در شمار اثرگذارترین افراد بر نسل و عصر خود است. اگر به تراث و ماندگاری تلاش ها باشد باز هم دکتر علی شریعتی در صف اول، جای و جایگاه دارد. نمی خواهم تاریخ را ورق بزنم و آثار او را شمار کنم. هرکس می تواند با اندک مطالعه ای با او و آثار او و فرایند اثرگذاری او آشنا شود. من اما می خواهم به روایت علی شریعتی در آینه کلام مصطفی چمران بپردازم که او هم او را در آینه آثاروی روایت کرده است. شهید چمران در مرثیه ای به تاثیرپذیری خود از شریعتی و راهیافتن در پرتو چراغ داری او می گوید؛" ای علی! تو مرا به خویشتن آشنا کردی. من از خود بیگانه بودم. همۀ ابعاد روحی و معنوی خود را نمی‌دانستم. تو دریچه‌ای به سوی من باز کردی و مرا به دیدار این بوستان شورانگیز بردی و زشتی‌ها و زیبایی‌های آن را به من نشان دادی." آقا مصطفی چمران در فرازی دیگر به آشنایی فرازمند خود با اهل بیت در هندسه معرفتی شریعتی می پردازد و می نویسد:" ای علی! همراه تو به دیدار اتاق کوچک فاطمه می‌روم؛ اتاقی که با همۀ کوچکی‌اش، از دنیا و همۀ تاریخ بزرگ‌تر است؛ اتاقی که یک در به مسجدالنبی دارد و پیغمبر بزرگ، آن را با نبوّت خود مبارک کرده است. اتاق کوچکی که علی(ع)، فاطمه(س)، زینب(س)، حسن(ع) و حسین(ع) را یک‌جا در خود جمع نموده است؛ اتاق کوچکی که مظهر عشق، فداکاری، ایمان، استقامت و شهادت است." زیباست این دریافت که اتاقِ کوچکِ حضرت فاطمه(س) از جغرافیا و تاریخ بزرگتر است. اصلا تاریخ و جغرافیا با نسبت شناسی خود و این خانه می توانند بزرگی یا گوچگی حود را نمایان کنند. چمران در ادامه به ابوذر می پردازد که نماد حق گویی است و عصاره فریاد. چیزی که در آن روزگاران، می بایست سرمشق همه قلم ها و زمان ها باشد؛"ای علی! تو «ابوذر غفاری» را به من شناساندی، مبارزات بی‌امانش را علیه ظلم و ستم نشان دادی؛ شجاعت، صراحت، پاکی و ایمانش را نمودی و این پیرمرد آهنین‌اراده را چه زیبا تصویر کردی؛ وقتی که استخوان‌پاره‌ای را به دست گرفته، بر فرق «ابن کعب» می‌کوبد و خون به راه می‌اندازد! من فریاد ضجه‌آسای ابوذر را از حلقوم تو می‌شنوم و در برق چشمانت خشم او را می‌بینم. در سوز و گداز تو، بیابان سوزان ربذه را می‌یابم که ابوذر قهرمان، بر شن‌های داغ افتاده، در تنهایی و فقر جان می‌دهد." باری، آن روزگاران برای شوریدن بر طاغوت، به تکثیر ابوذر نیاز داشتیم و شریعتی به نماد این جریان تبدیل شده بود. چمران او را چنین می دید و می خواست که آن نسل، ابوذر شوند. شاید اگر هر دو می بودند برای امروز، ما را به مالک اشتر توجه می دادند که ضرورت امروز حکمرانی به قاعده فرمان امام علی به مالک است.

ب / شماره 5333 / سه شنبه 29 خرداد 1403 / صفحه 3

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14030329.pdf

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم خرداد ۱۴۰۳ساعت 12:31  توسط غلامرضا بنی اسدی  |