|
در روایات داریم که خواب مومن عبادت است. این برای برخی ها نه تنها قابل فهم نیست که در برابرش کلی علامت سئوال می گذارند. برخی ها برای رسیدن به پاسخ و برخی هم -خودرندپندارانه- برای تمسخر! جواب اما در کلام استاد صفائی حائری(ره) به لطافت بیان شده است. به این عبارت که؛" تمام خواب و خوراک مؤمن، عبادت است؛ چون از یک سطحی بالاتر آمده و فهمیده کیست! دیگر کششها، او را جذب نمیکند؛ بلکه وظیفهها او را حرکت میدهد و برتر از غریزه شده است؛ یعنی انسان شده است." به شناخت رسیده است. می داند چنان که سعدی علیه الرحمه، گفته است؛ " خور و خواب و خشم و شهوت شغبست و جهل و ظلمت" این ها هم نشانه زیست حیوانی است و "حیوان خبر ندارد زجهان آدمیت" آدمیت را باید در انسانیت یافت و به گفته استاد صفائی در صفحه 59 کتاب مدیریت و سازندگی، " انسان کسی است که از سطح غریزه، بالاتر آمده است و در حد وظیفه زندگی میکند. محرک او فقط حق است. نه نفسش، نه خلق، نه دنیا، نه شیطان، هیچ کدام او را تکان نمیدهند. " محرک، حق است" نه هواهای دلش، نه حرفهای خلق، نه جلوههای دنیا و نه وسوسههای شیطان، در او اثر نمیکنند. او کوه شده؛ کاه نیست که با یک «بارکالله» تکان بخورد و با یک «خاکبر سر» پلاسیده شود. " انسان نمونه اعلای خود را در شخصیت مولا علی(ع) فرادید گذاشته است؛ که نیم، کوهم زصبر و حلم و داد/ کوه را کی در رباید تند باد؟" انسان مومن به رسم امامت خود را تربیت می کند و بر مدار مکارم اخلاق نبوی خویش را می پرورد و" دیگر اینطور نیست که اگر جلوی پایش بلند شوند، خوشحال شود یا اگر از او برگردند، از مردم برگردد. " خود را با عیار اخلاق نبوی می سنجد نه رفتار بدوی. به چنین کسی- به تصریح استاد، روشها و دستورها را میدهند؛ حتی دستور چگونه فکر کردن و چگونه مطالعه کردن را: " وَیُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَالْحِكْمَةَ "کتاب و حکمت است که او را مدام تنظیم می کند نه رفتار دیگران. او بر خود چنان امیر هست که زنده باد و مرده بادها او را اسیر نکند. این انسان است که می تواند طیران آدمیت را چنان تجربه کند که پرواز مرغان را از سکه بیندازد. اوست که می تواند به مقام اشرف مخلوقات برسد..... ب / شماره 5331 / شنبه 26 خرداد 1403 / صفحه 4 http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14030326.pdf
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم خرداد ۱۴۰۳ساعت 10:44  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|