|
دلش انگار پُر است. پُرِ پُر. حرف که میزند دلیلش روشن میشود؛ احساسِ خالی بودنِ پُشتش در امروزی که از فردایش بیشتر میترسد. راننده محترمِ اسنپ، قبل از آن که من واردِ خودرویش شوم، حرفهایش را بیرون میفرستد، حرفهایی که گاه احساس میکنم خالیتر از پُشت و پناهی است که احساس میکند. نپرسیده میگوید که مهندس برق است. بازنشسته شده است و حالا بیست و هشت میلیون حقوق میگیرد اما زندگیش سامانی که میخواهدندارد. به خود حق میدهد که کلماتش از هر چه امید و آرزوست خالی باشد. میگوید چند دهه کار کرده است و باز هم در بازنشستگی باید بیشتر کارکند تا چرخِ زندگیش بچرخد. حرفهای او و غبار برانگیختهای که همیشه پیش چشم میبیند، مرا به یاد یکی از مسئولان انداخت. وقتی که چند نفری از شرایط سخت زندگی مردم گفتیم و نوع نگاهِ آحاد جامعه را به امروز و فردا برایش شرح دادیم، به تندی گفت شما دچار "خطای ادراکی" شدهاید، همان چیزی که دشمن طراحی کرده است. صلاح دیدیم تا ما را در شمارِ دشمنان دسته بندی نکرده، سخن را به پایان ببریم. چنین هم کردیم اما از آن جلسه که پا به خیابان گذاشتیم، شرایط بازار و قدرت خرید مردم را که رصد کردیم با خود گفتیم آن مسئول محترم بیش از ما دچار خطای ادراکی و سفید پنداری اوضاع شده است. ما خبرنگاریم، عادت کردهایم به چشم خود ببینیم. با واقعیات مواجه شویم و با متر و معیارِ عینی همه چیز را اندازه بگیریم. با صداقت هم نه شنیدهها یا مجازی خواندهها که واقعیتهای کفِ جامعه را به قلم میآوریم تا کلمات پیغام شوند برای مسئولان که بیش از همیشه توجه و نگاهشان به مردم باشد. این آقای مهندس که بیش از دوو نیم برابر یک کارمند و کارگر حقوق میگرفت و فرصت کار با خودرو را هم داشت، به خود حق میداد بنالد. نمیدانم آیا به مردمی که گاه یک سوم او نمیگیرند حق میدهیم نهالِ ناله را درسرزمینِ دل بپرورانند؟ اگر صدایشان را به توجیهِ"خطای ادراکی" نا شنیده بگیریم، چه حجتی خواهیم داشت در برابر خدا که برای عیالِ او چنین روزگاری رقم زده ایم؟ من در قیاس با اکثریت ملت و حقوق بگیران جناب مهندس را برخوردار میدانم اما او هم از تراز زندگیی که باید داشته باشد، خود را عقب مانده میبیند لذا دل به فرداها ندارد. حالِ دیگران که سختتر و سردتر از "هالِ بیفرش و غبارگرفته" خانه اجارهایشان است. نمیخواهم دوباره به "خطای ادراکی" متهم شوم. شخصا هم به فردا امید وارم. برای همه گیرشدنِ این قیمتی گنج و اثرگذاری آن تلاش میکنم اما به خود حق میدهم به صدای بلند، به کلماتِ صریح به مسئولان محترم بگویم با تدبیر امور و کنترل تورم و گرانی، عزت ملی را چند پله بالاتر ببرید. حق این مردم است که زندگیشان علاوه بر امنیتِ حداکثری، آرامش هم داشته باشد.نسبت به همه وعدههایی که به مردم دادهایم، باید "صادقالوعد" باشیم. این میتواند برای عملیاتهای بزرگی چون "وعده صادق" هم پشتوانه سازی، و حتی افق گشایی کند. بیشتر به مردم فکر کنیم. اگر نمیتوانیم "هالِ خانه"شان را بزرگ کنیم برای "حالِ بهترِ" مردم برنامهریزی کنیم. جمهوری اسلامی / شماره 12803 / یکشنبه 16 اردیبهشت 1403 / صفحه 3 https://jepress.ir/?newsid=328706 https://jepress.ir/archive/pdf/1403/02/16/3.pdf
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۴۰۳ساعت 12:12  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|