|
"تا توانی دفع غم از خاطر غمناک کن" این یک بایدِ اجتماعی است که هر دو سوی ماجرا را برکتی مضاعف روزی می کند. بدانیم تکلیف همیشگی مومنان این است و الا همه می دانیم که" در جهان گریاندن آسانست" پیغام وجدان بلند تر از همیشه به گوش می رسد که" اشکی پاک کن." این باعث می شود که دل خودت هم پاک شود. دل سبکی، سبکباری هم به همراه دارد. واقعیت این است که" هرکه بار او سبکتر راه او نزدیکتر" است. پس" بار تن بگذار و سیر انجم و افلاک کن." تو نیامده ای که زمین گیر شوی بلکه اختیار زمان و زمین با توست. اگر به مقام عظمای بندگی برسی. پس" تا ز باغ خاطرت گلهای شادی بشکفد" هوشیاری پیشه و" هرچه در دل تخم کین داری به زیر خاک کن" این به زیر خاک کردن با آن به زیر خاک کردن زمین تا آسمان تفاوت دارد. این که مرحوم بهار می گوید یعنی کینه را دفن کنید تا همیشه نابود شود. این با آن به زیر خاک کردن که کشت معنا می دهد و فردا چند برابر سر برمی دارد فرق می کند. بی خردان اند که از کینه در هندسه کشاورزی بهره می برند. این کفران نعمت کاشت است. دهن کجی به کشاورزی است که آبادی سفره مردم را تضمین می کند. کینه را بذر نپنداریم برای کاشتن بلکه آن را بایدکُشت و چون موجودی منفور، چنان زیر خروار ها خاک دفن کرد که هیچ وقت بازگشتی نداشته باشد. کشاورزی را باید با کاشت گل و گیاه و زیبایی به روح جامعه تبدیل کرد. باید خوبی ها را، مهر را، محبت را در قاعده کشاورزی دید. آن را کاشت و در داشت آن همت کرد تا برداشت آن، زندگی همگان را آباد کند. استمرار بهار در زندگی ما نیازمند فهم این پیغام است که ملک الشعرا در قدم اول به خود و در گام دوم به همه می گوید؛" تا شوی فارغ بهار از بازپرس ابلهان/ صوم رحمن گیر و چندی در سخن امساک کن" این امساک، زبان را مدیریت می کند. این هم باعث مدیریت دریافت ها و تحلیل ها خواهد شد. مراقبت از زبان، بسان مراقبت از مرزها، گرامی است. بی مراقبت، زبان آتش به پا می کند. آتشی که از متجاوزان مرزی هم ساخته نیست. پس به مراقبت از زبان را به عنوان یک ضرورت راهبدی در زندگی، توجه کنیم.....
ب / شماره 5293 / پشنبه 8 اردیبهشت 1403 / صفحه 3 http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14030208.pdf
+ نوشته شده در شنبه هشتم اردیبهشت ۱۴۰۳ساعت 12:2  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|