برخی آدم ها رفتند تا بمانند. بسیاری از ما ماندیم تا برویم. غم انگیز است برای ما و شعف انگیز برای آنان. یکی از این ها که رفتند تا ماندگاری را جشن بگیرند، علی اکبر شیرودی بود. پهلوانی که به هر پرواز، قهرمانی را در رکوردی تازه معنا می کرد. دلاوری که از آسمان هوای زمین ایران را چنان داشت که خواب های صدام بی تعبیر بماند و درگام دوم به کابوسی فرساینده برای سردار خود خوانده قادسیه تبدیل شود. خلبان قهرمان هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی ایران، و همرزمانش کاری کردند که صدام و حامیانش با همه وجود بفهمند این واقعیت را که؛" در نقشه ما گربه نه، یک شیر خفته است". پایشان که به این دیار باز شد، دنیا دید، "شیر بی عکس العمل نیست". علی اکبر شیرودی، تکرار جناب علی اکبر حسین(ع) در کربلای دفاع مقدس بود. خود را با امام خویش تعریف می کرد. به چنان معرفتی در این تعریف رسیده بود که "آب نطلبیده " را هم نشانه مراد ندانست. او با ارسال نامه به فرمانده هوانیروز مبنی بر بازگرداندن درجه تشویقی سروانی در ۹ مهر ۱۳۵۹نوشت: اینجانب خلبان پایگاه هوانیروز کرمانشاه می‌باشم و تا کنون برای احیای اسلام و حفظ مملکت اسلامی در کلیهٔ جنگ‌ها شرکت نموده‌ام، منظوری جز پیروزی اسلام نداشته‌ام و به دستور رهبر عزیزم به جنگ رفته‌ام؛ لذا تقاضا دارم درجهٔ تشویقی‌ای که به اینجانب داده‌اند، پس گرفته و مرا به درجهٔ ستوانیارسومی که بوده‌ام، برگردانید. این گونه ماندگار شد حال آن که ما حتی در آن روز های عاشورایی، آب طلب نکرده را نشان مراد می دانستیم و به اشتیاق می پذیرفتیم. امروز که همه چیز عیان است در رفتار ما. او شش درجه تشویقی را برگردادند تا اخلاص را معنایی تمام ببخشد اما دریغا امروز. دریغا که در ایرانی که شیرودی ها را تجربه کرده است، دیگرانی آمده اند که هر چه نسل شیرودی اخلاص داشتند و دارند، این ها سعیی تمام در اختلاس دارند. قطعا خدا با آن ها حساب خواهد کرد. این را باور داریم که خیانت به خون شهیدان را هم با آنان حساب خواهد کرد. ما هم با آن ها حساب می کنیم. این را – اما- باید بدانیم ایران هرچه از مختلسان و بدرفتاران و بی تدبیران متنفر و از وجود شان معذب است، به فرزندان مخلص و کاربلد و توانمندی مثل نسل شیرودی نیاز دارد و به آنان افتخار می کند." وعده صادق" ادامه پهلوانی و قهرمانی شیرودی هاست. ادامه مردانی که در سخت ترین شرایط هم میدان را خالی نکردند و از زبان شیرودی گفتند؛ ما می‌مانیم و با همین ۲ هلیکوپتری که در اختیار داریم مهمات دشمن را می‌کوبیم و مسئولیت کار را می‌پذیریم. امروز اما، نسل او با دست باز، دست صهیونیزم را می بندند. تا آن شعر را در تکراری دوباره بلند بخوانیم؛ در نقشه ما گربه نه، یک شیر خفته است/ دنیا بداند شیر بی عکس العمل نیست!

ب / شماره 5293 / شنبه 8 اردیبهشت 1403 / صفحه 4

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14030208.pdf

+ نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت ۱۴۰۳ساعت 12:1  توسط غلامرضا بنی اسدی  |