افعالِ منفی، ترجمانِ افکار منفی است. به همین خاطر است که بسیاری از مردم پاسخ هاشان منفی است و گاه حتی پرسش ها شان هم منفی است! به مغازه می روند برای خرید قند- مثلا- می پرسند: قند ندارید؟ کمتر کسی را دیده ایم که بپرسد، قند دارید؟ احوال شان را هم اگر بپرسیم، تازه کسانی که مثبت فکر می کنند هم جواب شان این است؛ بد نیستیم! کمتر شنیده ایم، خوبیم الحمدلله. کمتر شنیده ایم: خدا را شکر، روزگار مان خوب است. این نگاه به ندیدن نعمت ها و داشته ها می انجامد. نه فقط آدمی را به کفران نعمت می کشاند که به دست خود او تیشه می دهد تا ریشه درخت سلامت خود را بزند. وقتی تکرار کنیم این حال بد را. بالاخره حال مان بد می شود. حالِ بد نتیجه باورِ بد است. چون تکرار، تلقین کننده است، وقتی حال خود را زار و نزار بیان می کنیم، به واقع هم چنین می شود. روزگار خود را خراب می بینیم و حرص می خوریم. نتیجه هم می شود بیماری واقعی. یادم هست این را- چندی پیش- جایی خواندم که " بیماری ها یا ارثی است یا حرصی!" پس اگر به ارث نبرده باشیم، با حرصی که بر وجود ما حاکم می شود، گرفتار بیماری در انواع آن خواهیم شد. اگر می خواهیم به سلامت برسیم باید نگاه خود را تغییر دهیم. مثبت ببینیم، مثبت فکر کنیم و مثبت حرف بزنیم و همه افعال زندگی ما مثبت باشد. این راه را که در پیش گرفتیم به هر قدم، چند گام از فضای پر استرس و بیماری زا دور خواهیم شد. مثبت اندیشی در ذهن و فکر ما به تولید انرژی مثبت خواهد انجامید که نه فقط زندگی را برای ما دلنشین خواهد کرد که از ما نیروگاهی برای تولید حال خوش در جامعه خواهد ساخت. کم ندیده ایم آدم هایی را که نگاه و نفس شان انرژی بخش است. ارث از خوبی ها می برند و لباس حرص را به آب زلال آرامش چنان شسته اند که لکه ای هم بر آن نمانده است. اینان به واقع قیمتی ترین سرمایه هر جامع اند. ما هم می توانیم در این شمار قرار گیریم اگر مثبت بیاندیشیم......

ب / شماره 5292 / پنجشنبه 6 اردیبهشت 1403 / صفحه 2

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14030206.pdf

+ نوشته شده در  جمعه هفتم اردیبهشت ۱۴۰۳ساعت 11:30  توسط غلامرضا بنی اسدی  |