زیبایی. این یک کلمه است با یک دنیا معنا. حتی می توان گفت به تعداد آدم ها قرائت وجود دارد از این کلمه. اما برخی معانی هم همه شمول است. علامت سوال را در برابر هرکس قرار دهید، جواب مشابه خواهد گرفت. یکی از این پاسخ های مشترک، توجه به درون و ذاتیات هر چیز است. مثل آنچه در این حکایتِ قدیمی می خوانیم؛" روزی شاگردان نزد حکيم رفتند و پرسيدند: استاد زيبايی انسان درچيست؟ حکيم 2 کاسه کنار شاگردان گذاشت وگفت: به اين 2 کاسه نگاه کنيد اولی ازطلا درست شده است ودرونش سم است و دومی کاسه ای گلي است و درونش آب گوارا است، شما کدام را برمی دارید؟ شاگردان جواب دادند: به یقین کاسه گلی را. حکيم گفت: آدمی هم همچون اين کاسه است. آنچه که آدمی را زيبا ميکند درونش واخلاقش است. بايد سيرتمان رازيباکنيم نه این که فقط گرفتارِ صورتمان باشیم. البته حرف حکیم این نیست که از زیبایی و طهارت ظاهر باید روی برتافت بلکه می خواهد نگاه ما راو توجه مان را چند پله بالاتر ببرد. به جایی که به اصل و ماهیت جنس برسیم. از این حکایت می توان درسِ جدید هم گرفت. دقیقا برای امروز. امروز که جهان با صنعت بسته بندی دارد نگاه ها را مدیریت می کند. گاه پیام این بسته بندی شکیل چنان موثر می افتد که اذهان را از واقعیت دور می کند. فرهنگ غرب هم در همین دایره قابل تحلیل است. با ظاهری زیبا و فریبا، دیده و دل افراد را می برد اما آنچه در کامِ جان شان می ریزد نه شهد که شرنگ است. از تلخی هم جز تلخی نمی زاید نتیجه هم می شود تلخ کامی فردی و اجتماعی. به واقع همان زهر است در کاسه طلا که برق جام نگاه ها را از تامل در محتوا بازداشته است. حواس مان باشد به ماجرا. به کاسه گلی فرهنگ خودمان که اگر ظاهرش هم چندان به دیده و دل ننشیند، اما آنچه در کامِ جان می کند شهد است. از شیرینی هم باز جز شیرینی نمی زاید. نتیجه هم می شود حلاوت و شهد کامی فردی و اجتماعی. شیرین کامان هم شیرین دهنان می شوند و کلمات در این سرزمین کندوی عسل می شوند.....

ب / شماره 5290 / سه شنبه 4 اردیبهشت 1403 / صفحه 5

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14030204.pdf

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اردیبهشت ۱۴۰۳ساعت 14:10  توسط غلامرضا بنی اسدی  |