هیچ انسانی را- به گمانِ من – نمی شود در یک قاب دید. دیدن از یک زاویه هیچگاه کامل نیست حتی اگر زیبا باشد. وقتی از هنرمندی مطرح سخن به میان می آید تک ساحتی دیدن، ظلم در حق او و کفر در حق هنر اوست. از همین منظر فکر می کنم باید مرتضی آوینی را در قاب های مختلف نگاه کرد. بسیاری آخرین قابِ این گالری را در یاد دارند و می خواهند داشته باشند. حتی می خواهند که دیگران هم چنین باشند و صفحات آلبوم را به عقب، ورق نزنند. من خود نیز تا کنون مسحور قابِ آخر آقا مرتضی یم. خیلی هم دوست دارم او را در فکه ببینم، در حال روایت فتح. در آن هیئت دوست داشتنی . اما این بار که نام آوینی به میان آمد، تا انگشت هایم بر صفحه کیبورد نشست، این دو بیت از شعر بلند حکیم توس، ابوالقاسم فردوسی در ذهنم جان و در این یادداشت هم جا گرفت؛

فریدونِ فرّخ، فرشته نبود / ز مُشک و ز عنبر سرشته نبود

ز «داد» و «دَهِش» یافت او نیکویی / تو داد و دهش کن، فریدون تویی.....

انگار می خواست مرا به مسیرِ "شدن" توجه دهد. مسیری که آوینی را از "کامران" تا مرتضی و تا "آقا مرتضی" دفاع مقدس برمی کشد.به ضرورتِ این گونه شدن و این راه را رفاتن. راهی که می تواند همیشه گشوده باشد تا دیگران هم بتوانند با قدم گذاشتن در آن گام ها را به سوی تعالی و اعتلا نظمی مومنانه دهند. من مقداری آلبوم آوینی را ورق زده ام. قاب های متعدد را دیده و خوانده ام اما قصد بازنویسی صفحه به صفحه آن را ندارم فقط می خواهم نسل نوخواه و پژوهنده را به خوانشی تمام ساحتی از مرتضی آوینی دعوت کنم. فکر می کنم این می تواند برای انقلاب ما "آدم سازی" کند. می تواند از دل همین ما هایی که به سنگ های خارا و تاریک می مانیم، گوهر شب چراغ بسازد. این درست که معرکه بر پا نیست و میدانی فراخ چنان که آوینی را روزی شد، فراوی ما رخ نمی نماید اما تجربه آوینی هست. رسمِ تحول یافتن از قدیم چنان تحریر شده است که گاه به میدان نرفته آدمی را قهرمان می کند. به خوانش یک حط، سوادی می دهد که سویدای دل را روشنی می بخشد. باری، از این نگاه من آوینی را درسی می دانم که امروز هم باید فروان خوانده شود. دانسته و فهمیده شود. آن وقت ما با انسان های معجزه گری مواجه خواهیم شد که با جهاد تبیین سِحر جادوی رسانه ای دشمن را باطل خواهند کرد. آوینی از کامران تا مرتضی شدن راه درازی پیمود اما تجربه او راه ما را کوتاه می کند اگر بسم الله بگوئیم و برخیزیم. پس بسم الله الرحمن الرحیم.

ب / شماره 5280 / سه شنبه 21 فروردین 1403 / صفحه 3

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14030121.pdf

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم فروردین ۱۴۰۳ساعت 11:48  توسط غلامرضا بنی اسدی  |