بزرگی آدم ها را نه شناسنامه می تواند گواهی کند و نه حتی سفیدی مویی که در سر و روی، خبر از گذر ده ها می دهد. ای بسا افرادی که پیر می شوند اما بزرگ نه. اما هستند افرادی که نوجوانی را به جوانی نرسانده آوازه بزرگی شان در بزرگواری های مکرر راه به جاودانگی باز می کند. پیشتر آدرس این آدم ها را در پیش قدم شدن برای سلام نشان دادیم و در این که سنجیده رفتاری شان به این خاطر است که اول فکر می کنند و بعد سخن می گویند. حرف به حرفِ کلمات شان از پشتوانه تفکری مومنانه و بخرد برخوردار است. اینا را در مواجهه با رفتار دیگران هم چنین می شود دید و تحلیل کرد؛ انسان‌های بزرگ بدی‌های دیگران را فراموش می کنند. انسان‌های متوسط خوبی‌های دیگران را فراموش می کنند. انسان‌های کوچک قبول ندارند که چیزی را فراموش می‌کنند. شاید بتوان خوبی بی حد و حصرشان را ریشه گرفته از همین نگاه شمرد. چون بدی دیگران را فراموش می کنند، ذهنِ شان نسبت به بدکنندگان هم مثل زمین آیش شده، مهیای کشت و کار خوبی و شکوفا شدن نیکی است. این شاید دیگران را به تعجب و حتی خطای در تحلیل بکشاند اما بزرگان، دل شان را بسیار حرمت می گذارند لذا اجازه نمی دهند خاطرات بد چون سطل زباله گوشه عمارت آباد دل شان باقی بماند. می دانند قلب مومن عرش خداست. در این عرش هم جایی برای خاکروبه های فرش نیست. آنان خود را به هندسه رفتار الهی مهندسی می کنند. خدای خود را "کریم الصفح" می بینند خود هم صفحات خاطرات بد را کریمانه پاک می کنند. اینان به قله انسانیت رسیده اند. افراد متوسط اگر می خواهند به این جایگاه برسند آنچه باید از یاد ببرند بدرفتاری دیگران است. خوبی ها را باید چون گنج محافظت کرد و از خاطران خیر، ارزش افزوده برای دوستی ها ساخت. انسان های گرفتار کوچکی را هم باید دست گرفت و به معبری آورد که بزرگان به بزرگواری رفتاری خود چراغان کرده اند. در روشنایی است که می شود راه به سلامت برد. تاریکی به چاه و چاله فرصت می دهد دهان شان را برای بلعیدن آدم ها باز کنند......

ب / شماره 5278 / یکشنبه 19 فروردین 1403 / صفحه 4

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14030119.pdf

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم فروردین ۱۴۰۳ساعت 13:27  توسط غلامرضا بنی اسدی  |