ما به مردم، از علی(ع) گفتیم. صادق هم بودیم در این گفتن. در این ارائه مدل. گفتیم و می‌خواستیم، نظام سازی ما بر پایه اندیشه علوی باشد. می‌خواستیم سطر به سطر حتی کلمه به کلمه نهج‌البلاغه را چون روح در کالبد نظامی که وعده‌اش را می‌دادیم، جاری کنیم. چون هدفمان مقدس بود، تمسک به هر شیوه‌ای را نه مباح می‌دانستیم و نه صلاح. باور مان بود که در نظام علوی، که خواهیم ساخت، همه چیز از همان جنسی باشد که شایسته نظامی چنین است. باور داشتیم و باور‌مان را هم به زبان می‌آوردیم و به قلم می‌نوشتیم که میان مردم هیچ فرقی نخواهد بود. گفتیم اگر بیچاره‌ای دست در جیب مردم کند، دردش را چاره خواهیم کرد اما اگر چاره‌داری برای بیچاره کردن مردم، دست در بیت‌المال برد، به موقع، ذوالفقار علی خواهیم شد برای احیای عدالت و احقاق حق. قرار مان بود که با فروپاشیدن خاندان هزار فامیل، هیچ فامیل دیگری در عرض آنان شکل نگیرد. ما بر رانت و اختلاس و ویژه خواری و باطل در انواع آن شوریده بودیم نه بر یک فرد. اگر آن فرد را به مرگ می‌نواختیم، مرگ آن ساختار را طلب می‌کردیم و الّا آن فرد می‌افتاد و فرد دیگری در همان قواره برمی خاست، نه چاره کار بود و نه ما را از پای می‌انداخت. ما می‌خواستیم وطن مان را طهارت دهیم از هرچه ناپاکی است. مطهِرات هم اول آگاهی بود و بعد خون پاک فرزندانمان. کم خون ندادیم در این ساحت. کم خطر نکردیم پای عهدمان. حالا هم حرفمان همان است؛ عدالت علی. مرام پسندیده‌ای که هرکس از آن روی برتابد، از او باید روی گرداند و بینی او را را هم به خاک مالید. نام و عنوان و لباس و جایگاه هم نمی‌تواند و نباید قدم‌های ما را سست کند. وقتی مولا حلوا خوردن کارگزار خویش را تاب نمی‌آورد، حلوا، حلوا کردن باغ و زمین و هزار در هزار از بیت‌المال را هم نباید تاب آورد. ما در سال سه بار قرآن به سر می‌گیریم تا جز در برابر خدای قرآن سر خم نکنیم. بلکه خم کنیم سر و گردن هرکسی را که به ناحق می‌خواهد پا روی حق مردم بگذارد. امام علی، با یاران و برادر و فرزند تعارف نداشت. تعارف داشتن با این و آن در ساحت حاکمیت از نداشتن معرفت است. هرکس پایش را کج نهاد، راستش باید کرد. این نه تنها باعث تضعیف انقلاب نیست که عین تقویت است. جریان جانی دوباره است در جسم انقلاب. پس بی‌تردید، همه فزون خواران و حتی فزون خواهان را چون علف‌های هرز وجین کنید و دور بریزد تا روزهای خوش ملت نزدیک‌تر شود. ما دومین شب قدر را و شب شهادت حضرت پدر را از سر گذرانده‌ایم و همین یک امشب مانده است تا قرآن به سر بگیریم. به حرمت قرآن، با یقین پی اصلاح خود و مملکت خویش باشیم تا رفتارمان باعث سربلندی باورمندان قرآن شود. همت کنیم تا خدای حکیم، در واپسین شب قدر، تقدیرمان را برای همیشه علوی تحریر فرماید....

جمهوری اسلامی / شماره 12778 / سه شنبه 14 فروردین 1403 / صفحه 3 / خبر

https://jepress.ir/?newsid=326673

https://jepress.ir/archive/pdf/1403/01/14/3.pdf

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم فروردین ۱۴۰۳ساعت 12:28  توسط غلامرضا بنی اسدی  |