خَلقِ خدا باید به خُلقِ خدا، خود را بیاراید. باید رنگِ خدا بگیرد. این کلام حضرت اوست؛ "صِبْغَةَ اللّهِ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ صِبْغَةً وَنَحْنُ لَهُ عَابِدونَ؛ (اين است)رنگ آميزى الهى و كيست بهتر از خدا در نگارگرى؟ و ما تنها او را عبادت مى كنيم." اما آیا در زندگیِ امروز ما از این ضرورت و حقیقت خبری هست؟ خدا درجات استاد صفائی حائری را متعالی فرماید. دلخوری در کلامش موج می زد از اینی که هستیم. از این همه ادعایی که دعاهامان را هم ناکارآمد کرده است. دردمندانه می گفت:" ما به جاى آن كه رنگ خدا را گرفته باشيم، به خدا رنگ زده ‏ايم. " برای خودمان خدایی ساخته ایم در ذهن که با حقیقت فاصله ها دارد حال آن که قرار بود رنگِ خدا بگیریم و با رفتار به منهجی که فرموده است بندگی کنیم و او را در زمین خلیفه باشیم اما چه مشابهتی بین ما و حضرت اوست؟ با این همه اختلاف داعیه خلافت داریم و با این ناسازگاری در پی ساختن دیگرانیم. دقیق می گوید و می پرسد استاد که" چگونه مى ‏خواهيم ديگران را بسازيم و از اسارت ‏ها رها سازيم، در حالى كه هنوز خويش را نساخته ‏ايم؟ ما كه خود اسيريم، چگونه سخن از آزاد كردن ديگران می گوییم!" زمانی می شود برای نجات افراد از مرداب عمل کرد که خود تا گلو در آن فرو نرفته باشیم. آتش را با آب و از بیرون خاموش می کنند. هیچ کس سراغ ندارد جایی را که با آتش و از درون خاموش شده باشد. باید از جنس آب شد در برابر آتش. باید آزاد بود تا برای توسعه آزادی قدم برداشت. باید توانمند شد به ایمان تا فرصت دستگیری از این و آن فراهم شود. باید به مقام بندگی رسید." نمى ‏توان بار رسالت اللَّه را بر دوش داشت تا زمانى كه بنده غير اوييم." رسالت خدا، بنده خدا را طلب می کند. "پس بايد از حاكميت غير او آزاد شد." همه بند ها را و هرچه ما را به غیر وابسته می کند باید برید. باید با هر چه جز خداست، غیریت سازی کرد. انسان ، قبل از هر چيز بايد حُرّ شود و به آزادى برسد؛ آزادى از خويش، آزادى از غير و حتى آزادى از آزادى. و در اين مرحله است كه به عبوديت بار می یابد. خلافت الهی هم در این بندگی ظهورات خویش را علنی می کند.....

ب / شماره 5266 / یکشنبه 20 اسفند 1402 / صفحه 4

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14021220.pdf

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند ۱۴۰۲ساعت 11:46  توسط غلامرضا بنی اسدی  |