مشکلات کم نیست که زیاد هم هست. اما مثل هرچیز دیگر باید برایش فهرست سازی کرد و برای رفع اش هم اولویت قائل شد. این اولویت سنجی هم ناظر به میزان اثرگذاری و ضرورت اصلاح شکل می گیرد نه دستوری و دل بخواهی. همه هم می دانیم، مُشکلِ اول کشور چیست؟ این را از هرکه بپرسی، بی برو برگرد می گوید اقتصاد. می گوید معیشت. درست هم می گوید. پرچالش ترین حوزه گرفتاری ما همین اقتصاد است. برای رفع مشکل کجا باید هوشمندانه تر رفتار کند و با تصمیمات حرفه ای و عالمانه، راه را به سوی فرداهای بهتر بگشاید؟ می گوئیم: مجلس شورای اسلامی. حالا با آن پرسش و این جواب بخوانید این خبر را؛ "نگاهی به لیست منتخبان مجلس دوازدهم- بدون در نظر گرفتن راه‌یافتگان به مرحله دوم - نشان می‌دهد همچون دوره‌های سابق، لیست اقتصادخوانده‌ها ، باز هم چندان زیاد نیست. " این خبر با احصای سهم دانش های مختلف در تشکیل مجلس دوازدهم چنین تکمیل می شود؛ "دارندگان مدرک تحصیلی رشته مدیریت با ۴۳ نفر، در صدر هستند. حقوق‌خوانده‌ها با ۴۰ کرسی، دوم و فارغ‌التحصیلان علوم سیاسی با ۲۴ کرسی، در رتبه سوم قرار دارند. پزشکان و دارندگان رشته‌های پیرامون پزشکی با ۱۹ کرسی به همراه فارغ‌التحصیلان عمران، شهرسازی، جغرافیا و معماری هرکدام با ۱۹ کرسی، چهارم هستند. مهندسان (برق، نفت، علوم خاک و...) با ۱۶ کرسی پنجم، اقتصاددانان با ۱۲ کرسی ششم، حوزویان با ۹ کرسی، دارندگان مدرک الهیات با پنج کرسی، فارغ‌التحصیلان کشاورزی و مطالعات بین‌الملل هر‌کدام با چهار کرسی، مطالعات امنیت و جامعه‌شناسی و علوم اجتماعی هر‌کدام با سه کرسی و حسابداران با دو کرسی در رتبه‌های بعدی قرار دارند." دوباره آن پرسش و پاسخ را در نظر آورید. خبر را هم دقیقا بخوانید. آمار گواهی می دهد که" کمتر از ۶ درصد نمایندگان مجلس دوازدهم اقتصاد خوانده‌اند." چه می توان گفت بعد خواندنِ این خبر جز این که به لهجه نقی معمولی- در مجموعه پایتخت- بگوئیم: من دیگه حرفی ندارم!

ب / شماره 5265 / شنبه 19 اسفند 1402 / صفحه 3

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14021219.pdf

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اسفند ۱۴۰۲ساعت 11:18  توسط غلامرضا بنی اسدی  |