|
به تامل و تدبر نیاز داریم. هرچیز را در همان نگاه اول و با اولین مابه ازای معنایی نباید تمام پنداشت و همان انگاره اول را قاب گرفت. اهل تعقل، ساحت را برای تامل باز می گذارند تا لایه های بعدی هر کلمه را بکاوند و معانی تازه خلق کنند. معانیی که می تواند چون کلید، برای اذان عمل کند. یک کلمه می شود همین "عصا" آیا فقط باید به شکل و جنسِ آن پرداخت و تمام یا باید به مفاهیم دیگر هم رسید؟ من دومی را می پسندم. جایی هم خواندم از قلم پزشکی مجرب که؛" عصای پیری و کوری با عصای تجویزی دکترها فرق می کند!" تجویز شده پزشکان، چوب است یا گونه ای از فلز. به راه رفتن آدمی کمک می کند اما با "عصای پیری و کوری" زمین تا آسمان متفاوت است. دومی، مراد فرزندِ صالح است. تربیت یافته به خیری که خدا را در نظر دارد و می داند که خداوند در قرآن در پنج آیه احسان به والدین را در کنار مقام توحید قرار داده است. خداوند علی اعلا که از شریک مبرا و از مُشرک بیزار است، نیکی به پدر و مادر را در ترازی چنین رفیع تعریف می فرماید. این عصا هم قیمتی است، بسیار قیمتی. هرروز هم که بگذرد قیمتی تر می شود. آدم هایی از این دست را می شود ذیل نگاهِ به کلمه درآمده آیت الله بهجت دانست که فرمود "ما آمده ایم زندگی کنیم تا قیمت پیدا کنیم" این نگاه نه تنها قیمت افزاست که ما را از افتادن به ورطه "زندگی کردن به هر قیمت" بر حذر می دارد. کسانی که از دومی حذر کنند در اولی به توفیق خواهند رسید. عصای کوری هم کلمات روشنی است که نگاه را به حقیقت بینا می کند تا جز حق نبیند. نیکو می گوید "شمس مغربی" که؛ چشم حق بین بجز از حق نتواند دیدن باطل اندر نظر مردمِ باطل بین است.... حقیقت گفته ای است این که در کلام فیض کاشانی هم بدان چنین تصریح می شود که؛ دیده حق بین نه بیند غیر حق در هر چه هست لاجرم او را بهر جا سجده گاهی دیگر است عصای کوری، پرده ها را کنار می زند تا انسان به بینایی کامل برسد و بداند که جز خدا نیست. خدای را هم مقام بلندی است که به سجده باید سپاس گذاشت. خاکیانی چنین، افلاک را هم به زیر پا خواهند گذاشت به لطف خداوندِ بزرگ.....
ب / شماره 5263 / چهارشنبه 16 اسفند 1402 / صفحه 4 http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14021216.pdf
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند ۱۴۰۲ساعت 12:23  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|