نامِ بلندِ جناب علی اکبر، سلام الله علیه، یک برند معتبر است برای تعریف جوانِ مومن. جوانِ انقلابی هم حتما باید از این سرمشقِ مومنانه، مشق کند و الا انقلابی نیست. مفاهیم به عمل شکل می گرند نه به شعار. به دعا هویت می یابند نه به ادعا. جناب علی اکبر، همه دعا ها را زیست کرده است لذا ادعا در باره او هم عینِ واقعیت است. واقعیتی که سرشار از حقیقت نیز هست. این که امام حسین(ع)، علی‌اکبر را شبیه‌ترین مردم به رسول خدا(ص) از نظر قیافه ظاهری، اخلاق و سخن گفتن معرفی کرده است. یک تعرف نیست. از سر تعلق پدر- فرزندی هم نمی تواند باشد که کلامِ معصوم از هر اما و اگر خالی و از حقیقت سرشار است. حقیقتی که در کلامی دیگر از امام، علیه السلام، نقل شده هنگامی که" ما مشتاق دیدن پیامبر(ص) می‌شدیم، به چهره علی‌اکبر نگاه می‌کردیم." او به خوی و خصلت، مصطفوی بود. انگار مصطفی شده بود و برگزیده تا یادِ رسول برگزیده خدا را زنده نگهدارد. او چنان بود که در کلامِ دشمن هم نیکو می نشست چنان که گفته شده معاویة بن ابی‌سفیان، علی‌اکبر را شایسته‌ترین فرد برای حکومت می‌دانست؛" چرا که جدش، رسول خدا است و شجاعت بنی‌هاشم، سخاوت بنی‌امیه و زیبایی و بزرگی ثقیف را هم دارد." ما جناب علی اکبر را فقط در عاشورا به یاد داریم. آن هم در آمد و شد بین خیام حرم و معرکه نبرد. شنیده ایم که او از جنگ، عطش زده برگشت و از پدر تقاضای آب کرد و امام فرمود از دست جدت سیراب خواهی شد و همین. اما نخوانده ایم و برای مان نخوانده اند که علی اکبر، نگاهی پر برکت به زندگی داشت. نمی دانیم که او نماد کرامت بود. سخی و بخشنده و بلند نظر و مردم نواز. به یاد نداریم آنچه را" ابوالفرج اصفهانی" در" مقاتل الطالبیین" برای او سروده است. بخوانیم نثرِ آن شعر را که می گوید:" هیچ چشم بینائى در میان جمیع افراد بشر ــ خواه از میان پابرهنگان یا کفش پوشان ــ کسی را ندیده است که قبل از آمدن مهمان غذایش را آماده سازد و عادتش چنین باشد که آشکارا و کریمانه آتش برافروزد که فقیر بیچاره و هم کسی که خانواده ندارد و تنهاست و قدرت برافروختن آتش و تهیه غذا ندارند آتش را ببینند و از غذا بهره‌مند گردند. مقصود من پسر لیلی است صاحب جود وخیر و بخشش؛ مقصودم پسر لیلی است زنی پاک گوهر و گرانمایه و بانویی بزرگ زاده و شریف. او کسی است که دنیا را بر دین برنمی‌گزیند و حق را به باطل نمی‌فروشد." آری، علی اکبر، زیستی چنین سخاوتمندانه دارد که در کربلا چنان جاودانه می شود. جوان امروز به ویژه آنان که خود را در تعریفِ "جوانِ انقلابی" می خواهند باید نگاه شان به مردم چنین باشد. همه داشته خود را – بی منت-به میدان آورند تا مردم و به ویژه نیازمندان – بی خجالت- از آن بهره برند. رسم جناب علی اکبر چنان بود. درسِ جوانِ امروز هم این است. اگر بخوانیم، جهان آباد می شود.....

ب / شماره 5252 / چهارشنبه 2 اسفند 1402 / صفحه 3

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14021202.pdf

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند ۱۴۰۲ساعت 11:37  توسط غلامرضا بنی اسدی  |