|
برای بخشنده بودن لازم نیست حتما حسابِ پر و پیمانی داشته باشیم. اتفاقا آنان که صفرهای حساب، بی حساب است، حسابِ ریال به ریال آن را روزی چند بار چک می کنند. بخشندگان، کریم الطبع اند. طبیعت بخشندگی دارند. مال باشد یا یک لقمه نان خشک که در سفره مانده باشد. برخورداران واقعی هم اینان اند. کسانی که "روی باز" دارند. آن وقت خانه کوچکشان هم با میهمانان می شود بهشت اما کسانی که شاید خانه شان به جای در، دروازه هم داشته باشد چون روی باز ندارند، در تنهایی ، زمهریر جهنم را مزمزه می کنند. به این قاعده هیچ کس برای بخشیدن حسابش خالی نیست اگر نگاه اش را اصلاح کند. این را جایی خواندم که مرد فقیری، گلایه هایش را در جان کلمات ریخت و از حکیمی سوال کرد: چرا من اینقدر فقیر هستم؟! حکیم پاسخ داد: چون یاد نگرفته ای که بخشش کنی! مرد متعجب به دور و بر خود نگاه کرد و گفت: من؟ من چیزی ندارم که ببخشم؟ حکیم پاسخ داد: دارایی هایت کم نیست! یک صورت، که می توانی لبخند برآن داشته باشی! یک دهان، که می توانی با آن حرف خوب بزنی! می توانی با کلمات سنجیده انرژی مثبت تولید و تکثیر کنی. می توانی به سلام، سلامت خواه دیگران باشی. یک قلب داری که می توانی به روی دیگران بگشایی و دوست شان بداری. تو چشمانی داری که می توانی با آنها به دیگران با محبت و مهربانی نگاه کنی! دستی داری و انگشت هایی که می توانی به اندازه خود گره باز کنی از کار همنوعانت. حکیم، با حوصله فهرست دارایی های مرد را شمار کرد تا به او بفهماند فقیر نیست. واقعیت هم همین است. ما فقیر نیستیم! فقط باید به داراییهایمان بیشتر توجه کنیم. مشکل این است که فقر گاه چنان از دیده به دل ما راه باز می کند که دل و پشت مان یک دفعه خالی می شود. در این خالی هم خیال های خام به ما هجوم می آورد تا ضعیف تر از همیشه از پا بیفتیم. اگر درست ببینیم دست به زانوی خود خواهیم گرفت. به توزیع مهربانی برخواهیم خاست. سلام را چنان به لب خواهیم آورد که هم برای ما و هم طرف مقابل، سلامت آفرین باشد. اگر سرمایه ها مان را بشناسیم. اگر توان ها را هم افزا کنیم هیچ کس فقیر نیست. به این پندار هم گرفتار نمی ماند..... ب / شماره 5250 / دوشنبه 30 بهمن 1402 / صفحه 4 http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14021130.pdf
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام بهمن ۱۴۰۲ساعت 11:38  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|