سبک باری، سبکبالی هم می آورد. این هم حال خوش را به دنبال دارد. دیده ایم در راه ها آنان که سبک بارترند، راحت تر قدم بر می دارند. کمتر خسته می شوند اما آنان که بارشان سنگین است، بالِ شان را هم توانی نمی ماند پس حالِ شان هم به کوچه های خوشحالی نمی رسد. حکایت است که، ابوسعید ابوالخیر، عارفِ نامی، با پیری در حمام بود. پیر از گرمای دلکش و هوای خوش حمام فصلی تمام گفت. ابوسعید گفت: می دانی چرا این جایگاه خوش است؟ پیر گفت: چون شیخی مثل تو در این حمام است. و به قولِ جنابِ عطار؛

چون در این حمام شیخی چون تو هست

خوش شد و خوش گشت و خوش آمد نشست

ابوسعید گفت: من جواب بهتری دارم. پیر گفت: بگو که هرچه تو بگویی عین صواب است. راز را شیخ ابوالخیر چنین بیان کرد که: "حمام از این جهت خوش است که از مال دنیا فقط یک سطل و یک پارچه بیشتر نداری که آن هم عاریت حمامی است." سبکباری است که سبکبالی می آورد. پرندگان از آن رو بال در آسمان می گشایند که بر جاذبه زمین غلبه می کنند. ما آدم ها اما گرفتارِ این جاذبه، پا از زمین بلند نکرده باید بر زمین بگذاریم تا نوبت به پای بعد برسد و یک گام شکل بگیرد. آن هم دقیقا بر روی زمین. آنچه ابوسعید گفت، درسی است برای هر دو دنیای مان. سبک باران به رستگاری نزدیک ترند. هم در دنیا راحت تر زندگی می کنند و هم در آخرت، این راحتی را به بهشت گره می زنند. در منطق دینی، در لقمه های حلال، حساب است. حرام هم با عقوبت پاسخ می گیرد. اما حسابِ حلال هم مصائب خود را دارد. چنان که می گویند وقتی حرف حساب و کتاب قیامت شد، بهلول مجمری داغ آورد و گفت هرکس بر آن شود و هرچه خورده را بشمارد. اول کس خود او بود که پای بر آن نهاد و گفت: نان و ماست و پایین آمد اما آنان که فراوان خورده بودند در شمار کردن آنان دچار سوختگی پا می شدند. سبک باران، می خرامند و می روند. بیچاره کسانی هستند که بارشان هر روز سنگین تر می شود. راستی ما در کدام دسته قرار می گیریم؟!

ب / شماره 5248 / شنبه 28 بهمن 1402 / صفحه 4

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14021128.pdf

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم بهمن ۱۴۰۲ساعت 11:47  توسط غلامرضا بنی اسدی  |