سياه و سفيد(۱۵۳)
 

انسان اخلاقي، سالم ترين انسان است. ازآن جا که همه را دوست دارد، براي خود دشمن تصور نمي کند تا از بيم و هراس اقداماتش، آرامش از دست بدهد و بافزوني استرس به هزار بيماري و درد بي درمان مبتلا شود. انساني که از يک بيماري اعتمادسوز، ويرانگر جامعه و انسانيت کش به نام سوءظن، به مدد اخلاق، جان به در برد، در همين زندگي خود، رشحاتي را از بهشت تجربه خواهد کرد. آن چه در سه گانه فرهنگ ايراني که در فرهنگ اسلامي هم به گونه هاي مختلف مورد تاکيد قرار گرفته است، زندگي ما را براساس نيکي و زيبايي مهندسي مي کند. ما به پندار خوب، گفتار خوب و کردار خوب تعليم شده ايم.و اين دو خوب، کردار نيک و گفتار نيک نشات گرفته از آن يکي خوب، يعني پندار نيک است. کسي که پندار نيک داشته باشد، جز نيکي نخواهد کرد و جز نيک نخواهد گفت، چه زارعي هر بذري که داشته باشد خواهد کاشت و از آن بذر هم جز از همان جنس نخواهد روييد. هيچ سابقه ندارد کسي، بذر گندم بکارد و جو درو کند. آن چه از زمين مي رويد؛ نشانه آن چيزي است که در آن کاشته شده است و زمين فقط امانت داري است که امانت گرفته را، بذر را، صد چندان باز پس مي دهد. پس اگر نيکي در پندار کسي کاشته شود، جز نيکي نخواهد رست لذا در مباحث اخلاقي همواره به «حسن ظن» امر شده ايم تا از خوش گماني خوشي برويد و جهان را پر از خوشي کند. براي همين است که ما را از سوء ظن پرهيز داده اند تا مبادا دامن به بدي آلوده کنيم. آن را گناه کبيره شمرده اند تا اگر دغدغه ديني داريم بدانيم نبايد تلقي بد از مردم داشت. آن که مي خواهد خداوند به او به نيکي بنگرد و دعايش را به خوبي اجابت کند شايسته نيست نسبت به ديگر آفريده هاي خداوند، گمان بد داشته باشد، هر چند بازنده اولي و ضرر کننده واقعي سوء ظن خود فرد است ، کسي که همه چيز را سياه مي بيند اولين کسي که از ديدن اين همه سياهي رنج مي برد خود اوست، اين که به دليل سوء ظن بايد به ديگران آسيب رساند باز هم خود اولين متضرر و خسران کننده است چه بايد پاسخ گوي عمل ناشايست خود باشد. حال آن که انسان اخلاقي، با حسن ظن، به زيبايي مي انديشد و چون همه چيز را زيبا مي بيند از زيبايي لذت مي برد و چون زيبا رفتار مي کند، متقابلا رفتار زيبا مي بيند و باز لذتي بر لذت هاي او افزوده مي شود. اگر ما به اين خلق انساني متخلق شويم و حسن ظن جزئي از رفتار و شخصيت ما شود ديگر از بلايايي اعتمادکش که خانواده ها را در رهگذار توفان هاي کشنده قرار مي دهد مصون خواهيم بود و هر روز نخواهيم خواند و نخواهيم شنيد که مثلا فلان مرد يا فلان زن با گمان اين که همسرش، جاي ديگر سروسري دارد، جان از او ستانده يا در آرام ترين شکل، زشت ترين حلال، طلاق، زندگي خانواده اي را هزار پاره کرده است اگر سوء ظن نباشد، بدي هاي پيامد آن هم نخواهد بود. زشتي که شکل نگيرد، زيبايي شکل يافته به نظر خواهد آمد. چه اصل زيبايي است و زشتي بيماري عارضي است که گاه، بخشي از زيبايي را از بين مي برد، اصل سلامتي است که گاه بيماري آن را به چالش مي کشد. اصل برخورداري و استغناست که گاه فقر بر آن چنگ مي کشد. اصل نيکي است. پس مراقب آن باشيم...

خراسان - مورخ چهارشنبه 1388/12/19 شماره انتشار 17506/صفحه۹/اجتماعی
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم اسفند ۱۳۸۸ساعت 11:19  توسط غلامرضا بنی اسدی  |