"إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاق؛ من برانگیخته شدم که شرافت‌های اخلاقی را کامل کنم." این عبارت کوتاه، بلند ترین معنایی است که در فلسفه بعثت نهادینه شده است. فلسفه ای که چون به زیست عمومی تبدیل شود جهان را ترجمه ای بهشتی خواهد زد. ما اگر هرکداممان خود را در دایره فلسفه بعثت بدانیم، با خود اصلاحی در مسیر صلاح عمومی گام برخواهیم داشت تا خیر و نیکی روزی همگان شود. علامه شهید، مرتضی مطهری ،معتقد است" از این حدیث می شود فهمید که بعثت پیامبر ناظر به ساحت روحیه و اخلاق و تربیت افراد است و جنبه عاطفی و احساساتی و تحریکی دارد، نه جنبه‌های علمی، فنی و غیره؛ برخلاف اخلاق سقراطی که براساس فضیلت و حکم عقل است و فقط به بعد عقلانی نظر دارد. به همین جهت، خشک و جامد و ساکن است." در اخلاق سقراطی می توان چهارچوبه ساخت اما روح نمی توان در آن دمید. آن را می شود به کالبد شبیه کرد که تا جان از نوع اخلاق نبوی در آن دمیده نشود، به مرده شبیه است. از مرده هم زندگی نمی زاید. آنچه می تواند حیات آفرین باشد اخلاق به قرائت مصطفوی است. این است که می تواند انسان ها را برانگیزاند به خوبی. به این که نازیبایی ها را بتارانند، بت ها را بشکنند، طاغوت ها را به زیر کشند و آدمیان را در مسیر متعالی عبودیت خدا قرار دهند. اخلاق سقراطی، انقلاب آفرین نیست. خیزش ها و نهضت هایی که برای احیا و احقاق حق برپا شده است ریشه در فلسفه بعثت نبی خاتم دارد. انقلاب اسلامی، به رغم فاصله چهارده قرن، فرزند بلافصلِ بعثت است. ما چون پیامبرمان با کلمه آغاز کردیم. با بینات به میدان آمدیم. مردم را به تامل و تفکر و عقلانیت خواندیم. خواستیم همه به خواسته خود پای کار بیایند. جبری در میان نبود تا اجباری نماند. دعوت کردیم به سنت رسول اعظم خدا. به فضیلت های غایب شده در زندگی توجه دادیم. به باطل های روئیده در ساحت زندگی پرداختیم. نقاب ها را فرو انداختیم تا مردم درست ببینند. می دانستیم درست دیدن به درست رفتار کردن می انجامد. تجربه بعثت را پشتوانه فکری و چراغ پیش رو داشتیم. چنین حرکت کردیم که سرانجام فصلِ بت شکنی فرارسید. در روز پیروزی هم به سیره نبوی، به شعارِ الیوم، یوم المرحمه به عنوان راهبرد نگاه کردیم تا "یوم الملهمه" در تقویم انقلاب صاحب روزی نشود. توفیق های پرشمار نتیجه سرمشق گرفتن از بعثت است. ناکامی های فراوان و راه های نرفته هم نتیجه غفلت از فلسفه انقلاب که همان فلسفه بعثت است. ادامه راه را با تمسک به راه رسول خدا می توانیم با موفقیت به نتیجه برسانیم اگر دوباره با همان نیتِ خالص و عملکردی فلسفه بعثت را بخوانیم؛ "إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاق؛ من برانگیخته شدم که شرافت‌های اخلاقی را کامل کنم."

ب / شماره 5242 / چهارشنبه 18 بهمن 1402 / صفحه 3

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14021118.pdf

آبی که رفته و جویباری که خشکیده است(صفحه5)

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم بهمن ۱۴۰۲ساعت 13:40  توسط غلامرضا بنی اسدی  |