حکایتِ معجزه پیامبران متفاوت است. خارق العده هایی که می بایست انسان را از" عادت" های پیشین شان جدا کند و تا رفعتِ" عبادت" برکشد. از این مرحله هم بگذرد و او را تا شکوهِ" عبودیت" برکشد. هر رسول هم متناسب با زمان و زمینه ها و پنداره های مردم، اعجازی خاص خود داشت که بن بست ها را می شکست. حکایت آن خاص بود تا انسان را به ایمان و ایمان را به اخلاص ارتقا دهد. حکایتِ مردمی مثل ما- اما- فرق می کند. ما هم به دنبال معجزه ایم. به دنبالِ این که" دستی از غیب برون آید و کاری بکند" بی آن که خود ما دستی تکان دهیم. تعریف ما هم این است که به کیمیا، سنگ گوهر شود و نرفته به مقصد برسیم حال آن که برای رسیدن به زندگی درست باید تعریف خود از معجزه را تعییر دهیم. معجزه طلا کردن حلب نیست بلکه معجزه زمانی رقم می خورد که بتوانی با كلامت، جنگی را خاموش و صلح را برقرارکنی. جنگ ها حتی وقتی به پیروزی و دشمن کُشی می رسند هم معجزه نیستند. اعجاز در خاموش کردن آنان است. در امتداد زندگی که بزرگترین امانت الهی به هر انسان است. معجزه این است؛ در جايي كه دستان ات را توان نیست و نمی توانی كمك كنی، با نگاهت مهربانی را، انرژی مثبت را به دیگران هدیه کنی. معجزه این است که ببخشی، در جايي كه مي توانی انتقام بگيری. نوازش کنی در جایی که می توانی بگذاری و بگذری. این است که رنج ديگران، رنج تو باشد. این که برای غمگساری از مردمان دستانی نرم و نگاهی گرم داشته باشی. معجزه این است؛در دم و بازدم هايت، خدا حضور داشته باشد. همه چیز را بر مدار بندگی بخواهی و همه راه ها را با این نیت به سعی و تلاش بروی. اعجاز بزرگ زمانی رقم می خورد که به جای اينكه دنیا را و همه مردم دنيا را تغيير دهی، خودت را تغيير بدهی. در این تغییر به خیرخواهی دیگران عادت و برای موفقيت شان دعا كنی. تجسم اعجاز این است که هم رویت باز باشد و هم خانه ات محلی برای آرامش. اینها معجزه است برای امروز و هر روز، معجزه انسان بودن.....

ب / شماره 5233 / یکشنبه 8 بهمن 1402 / صفحه 4

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14021108.pdf

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم بهمن ۱۴۰۲ساعت 11:5  توسط غلامرضا بنی اسدی  |