غلو، ریشه در دیرسالی انسان دارد. جماعتی در این کار یا شیفتگی خود را نشان می دهند یا به دنبال نردبان اند. فرقی نمی کند. مهم این است که به قول مردم استان خودمان،" از یک من خاک، صد من گرد و دولخ درست می کنند." این جماعت نسبت به مقام رفیع امامت هم با همین شیوه رفتار می کردند. اما همواره مورد نقد و سپس لعن و آنگاه نفرین امام قرار می گرفتند. آنجا که پای بددینی و ارتداد پیش می آمد، حکمِ شرعی مرتد در باره آنان از لبان مطهر امام معصوم برمی خواست. آنجا که به این حد نمی رسید و حتی در همان گان نخست مورد انتقاد و آسیب شناسی امام قرار می گرفت چنان که حضرتِ امام هادی، علیه السلام، به کسی که در ستایش از ایشان افراط کرده بود، فرمودند:" از این کار خودداری کن؛ زیرا تملّق بسیار، بدگمانی به بار می‌آورد هنگامی که در نزد برادر مؤمنت مورد اعتماد و وثوق هستی، از تملق او دست بردار و حسن نیت نشان بده." این یعنی در حُسنِ نیتِ افراط گران در ستایش، تردید است. گمانِ خیر را باید به صادقانه ترین کلمات بیان کرد. این هم در حصرِ یک زمان و زمین نیست. وقتی امامِ معصوم و حجت خدا را نباید به زبان مبالغه ستود، روشن است که دیگران هم باید با تاسی به سیره امامت خود را از معرضِ رفتاری چنین دور بدارند. اخم و تخم و روی در هم کشیدن در برابر غلو کنندگان اولین خط نهی از منکر است. خط دوم را هم بیان صریح در پرهیز دادن افراد از رفتاری چنین در جایگاه امر به معروف، کامل می کند. خط سوم هم می تواند این باشد که مقامِ بالاتر، اگر مورد تملق قرار گرفت بداند که طعمه انگاشته شده و در او طمع کرده اند پس برای حراست از خویش، متملقان را عزل کند. این بازدارنده ترین شیوه است در جهان امروز. وقتی افراد دیدند که از نردبان تملق نمی توانند به بامِ موفقیت و پُست و مقام برسند، ناگزیر مسیر منطقی تلاش و طراحی و اندیشه ورزی را در پیش خواهند گرفت. این برای همه بهتر است. هم مردمان را به کوشندگی می کشاند، هم ظرفیت ها را شکوفا می کند و هم حرمت شخصیت ها را حفظ می کند. چه دیده ایم متملقانِ امروز، هتاکانِ فردایند. بیش از شدتی که در تملق دارند، مقصد شان که عوض شود، در هتک و حرمت شکنی زبان و قلم خواهند گشود. حراست از سرمایه های ملی و اجتماعی اقتضا می کند تملق را نقطه پایان بگذاریم.

ب / شماره 5224 / سه شنبه 26 دی 1402 / صفحه 4

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14021026.pdf

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم دی ۱۴۰۲ساعت 12:53  توسط غلامرضا بنی اسدی  |