برخی ها تا می گویی چرا چنین؟ فورا طومار جلویت باز می کنند که فلان مسئول چه کرده و فلان تریبون دار به حرف خود عمل نکرده و... چرا من عمل کنم؟ بی راه نیست این" ان قلت" کردنش باید به خود بیاییم ما که اهل قلم و تریبون هستیم. باید به خود بیایند مسئولان که رفتار شان سرمش مردم است. اما راه هم نیست آنچه گفت. بخرد مردم حرف حق را ، سخن درست را می پذیرند از هرکس حتی اگر خود عمل نکند. حتی حرف حکمت آموز را می پذیرند هرچند گوینده اش از حکمت هزار فرسنگ فاصله داشته باشد. مگر طلا را از سطل زباله برنمی داریم؟ آیا کسی جز به عقلانیت ما سخن می گوید؟ طلا را باید برداشت حتی از میان کوه زباله. کلام حق را باید خواند حتی اگر نقش دیوار باشد. چنان که آن راننده تریلی خواند و راه خود را اصلاح کرد؛ لات بود. به قولِ معروف در خط بندر- عیشخانه کار می کرد. اهل نوش بود تا عیشش منقص نشود. پند را پنبه می انگلشت و اندرز را بذری که در دل و نمی تواند بروید. عجیب بود این آدم. گاه گاهی می دیدمش همچنان در همین خط بود. مدتی اما از او بی خبر بودم تا این که بر حسبِ اتفاق او را جایی دیدم، بر سجاده و اهل سجده. تعجب کردم، بعد دیدم که رفتارش با قبل از زمین تا آسمان فرق کرده و دستِ یاری گرش، به سوی نیازمندان دراز است. خیلی تعجب کردم چون او پیش از این دستی کمک خواهان را با تندی کنار می زد اما حالش انگار به کلی فرق کرده بود. گفتم معجزه شده است آیا؟ خندید و گفت: شاید! تعجبم را که دید ادامه داد: روزی مثل همیشه پُشتِ فرمانِ 18 چرخ، پا بر پدال گاز می فشردم جوری که دیگران مجبور شوند برایم راه باز کنند. مغرور بودم و با غرور می راندم که یک دفعه چشمم افتاد به نوشته پشت یک مینی بوس؛" این همه غرور بس نیست؟ کی می خواهی آدم بشی؟!" تکان خوردم. پایم از پدال گاز، سُر خورد روی ترمز. این نوشته مثل آب سردی بود که رویم خالی کردند؟ از خود پرسیدم تا کی غرور؟ کی می خواهی آدم بشی؟ همه بدی هایی که کرده بودم مثل فیلم جلوی چشمم آمد. زلزله شد در جانم. آوار شدم در خود. گفتم خدایا توبه. برخاستم به بازسازی خویش. هر که را دیدم عذر خواستم. هرکاری که پیشتر با آن عشق می کردم کنار گذاشتم. دیده و دل و شکم را پاک کردم و از هرچه پیشتر گریزان بودم به آن عمل می کنم. خندیدم او هم خندید برایش این روایت امام باقر(ع) را خواندم که " برترین عبادت، پاکی شکم و پاکدامنی است." او خوشحال شد. گفت یعنی من هم... گفتم حتما تو اهل عبادتی. این را هم از امام باقر برایش خواندم که "سخن نیک را از هر کسی، هر چند به آن عمل نکند، فرا گیرید." و او خواند سخن نیک را سرمشق کنید حتی اگر عقب مینی بوس نوشته شده باشد. گفتم بله، همین آدم را جلو می برد. این دو سخن امام باقر(ع) را فرانگاه و فراراه داشته باشیم تا به سعادت هر دو دنیا برسیم.

ب / شماره 5221 / شنبه 23 دی 1402 / صفحه 3

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14021023.pdf

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم دی ۱۴۰۲ساعت 11:30  توسط غلامرضا بنی اسدی  |