خدا بیامرزد امیر کبیر را. فقط خودش کبیر نشد که در همان دوران اندکِ صدارت، بزرگی ایران و ایرانی را مسیریابی کرد. راه را یافت و به رفتار نشانه گذاری کرد و رفت. او رفت اما اگر پدران و مادران ما از پی او همان راه را به جد در پیش می گرفتند، همه چیز درست می شد. او آقایی را برای ایرانیان می طلبید و راهِ سیادتِ ایران را باز می کرد. سامان دادن به نظامات هیئت حاکمه، تنقیه قواعد حاکمیتی، کوتاه کردنِ دست هایی که از آستین های مختلف به سوی بیت المال دراز می شد، تاسیس دار الفنون، حساسیت نسبت به تعمیق فهم عمومی، راه اندازی رسانه و.... کارهای نمایان دیگر، از جمله دستاورد های میرزاتقی خان بود که می توانست خانه را آباد و خانواده کلان ایران را عظمت بخشد اما دریغ که دولتِ مستعجل اش کردند با اینکه فراوان خوش درخشید. یکی از "خط نوشته های عملی " او را در این گزاره تاریخی می شود خواند که روزی، نکته سنج هایی از امیر کبیر پرسیدند :در مدت زمان محدودی که داشتی چطور این مملکت را از دزدان، پاک کردی؟ گفت: من خود دزدی نمی‌کردم نمی‌گذاشتم معاونم هم دزدی کند. او هم از این که من نمی‌گذاشتم دزدی کند ، نمی‌گذاشت معاونش دزدی کند و ….تا آخر همین طوراگر من دزدی می‌کردم تا آخر دزدی می‌کردند و کشور می‌شد دزدخانه همه هم دنبال دزد می‌گشتیم و چون همه ما دزد بودیم هیچ دزدی را هم محکوم نمی‌کردیم. این را امیر به همین ادبیات گفته باشد یا به هر بیان دیگر یک واقعیت است. اگر بالا نشینان نسبت به ذرات حساس باشند، پایینی ها، دست در سبد سیب مردم نخواهند برد اما "اگر زباغِ رعیت ملک خورد سیبی" آن وقت به چشم خواهیم دید که " برآورند غلامانِ اودرخت از بیخ" این قاعده است هرچند گاه شاهدیم کهِ بالادستی را دستی است به غایت طاهر اما پایین دست ها را دستی است دراز و پایی که روی دست و گلوی مردم سنگینی می کند. این البته استثناست اما درمان همین موارد استثنایی است که به قاعده قوام می بخشدو چنان که در نظمِ تقی خانی چنین بود. همین هم"امیر" را "کبیر" و متمایز می کرد....

ب / شماره 5219 / چهارشنبه 20 دی 1402 / صفحه 3

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14021020.pdf

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم دی ۱۴۰۲ساعت 11:12  توسط غلامرضا بنی اسدی  |