صداها چرا بلند می شود؟ دو نفر بی آن که فاصله ای درمیان شان باشد، فریاد می زنند گاه حتی سر هاشان را هم به هم می چسبانند و فریاد می زنند! دیده ایم این قبیل آدم ها را در خیابان اما خدا کند دیگر نبینیم صحنه هایی از این دست که مشت و لگد هم به کمک صدا می آید. برای این حالت جوابی داریم آیا؟ خیلی هامان شاید به ماجرایی چنین فکر هم نکرده باشند. برخی هم دنبال جواب نباشند. من اما فکر می کنم جواب این مهم است. خیلی هم راهبردی است در حیات فردی و اجتماعی ما. یادم هست پیشتر جایی خواندم ماجرایی در این باره را. به چند باره خواندن می ارزد؛ استادى از شاگردانش پرسید: چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد می‌زنیم؟ چرا مردم هنگامى که خشمگین هستند صدایشان را بلند می‌کنند و سر هم داد می‌کشند؟ شاگردان فکر کردند و یکى از آن‌ها گفت: چون در آن لحظه، آرامش و خونسردی‌مان را از دست می‌دهیم. استاد ادامه داد، این که آرامشمان را از دست می‌دهیم درست است امّا چرا با وجودى که طرف مقابل کنارمان قرار دارد، داد می‌زنیم؟ آیا نمی‌توان با صداى ملایم صحبت کرد؟ چرا هنگامى که خشمگین هستیم داد می‌زنیم؟ شاگردان هر کدام جواب‌هایى دادند امّا پاسخ‌هاى هیچکدام استاد را راضى نکرد. سرانجام، خود استاد چنین توضیح داد: هنگامى که دو نفر از دست یکدیگر عصبانى هستند، قلب‌هایشان از یکدیگر فاصله می‌گیرد. آن‌ها براى این که فاصله را جبران کنند مجبورند که داد بزنند. هر چه میزان عصبانیت و خشم بیشتر باشد، این فاصله بیشتر است و آن‌ها باید صدایشان را بلندتر کنند." طرفه نکته ای است که این اهل حکمت می گوید. قهر دوری و غربت و غریبگی می آورد. خشم، نه نگاه که کلام را هم خشن می کند. دل ها که دور می شوند، شنوایی کم و کمتر می شود حتی اگر گوش ها را با دهان فاصله ای اندک باشد. کلمات، حکم سوهان می گیرد حتی اگر با کلمات دیروز فرق نکند. اگر می خواهیم حال آدم ها خوب باشد و صدایی، آرامش محیط را بر هم نزند، باید بکوشیم دل ها به هم نزدیک شود. در این قرابت است که رقابت هم جایش را به رفاقت می دهد. چیزی که امروز به آن نیاز داریم همین رفاقت هاست. همین که دل مان با هم چنان گره خورده باشد که در مسابقه هم به یکدیگر تنه نزنیم. با هم باشیم. مهربانی را روز افزون کنیم. با این منطق، منطقه زیستی ما هم رویاننده گل های مهربانی خواهد شد. بهار در جان مان چنان خواهد نشست که چهار فصل سال را به رویاندن بگذرانیم......

ب / شماره 5219 / چهارشنبه 20 دی 1402 / صفحه 4

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14021020.pdf

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم دی ۱۴۰۲ساعت 11:11  توسط غلامرضا بنی اسدی  |