|
کالایِ مورد علاقه شیطان را باید مثل زباله به دورترین نقطه حیات پرت کرد تا وقتی به دنبال آن می رود از ما دور شود. نمی شود دلخواسته های او، دلمشغولی ما باشد آن وقت توقع داشته باشیم میان ما و او فاصله بی نهایت باشد. او نهایت تلاش خود را می کند ما را در آغوش بگیرد. این را هم در طبیعت می توان مثال یابی کرد. چنان که آیت الله دستغیب(ره) به تمثیل می گفت: اگر سگ گرسنه ای به شما روی بیاورد و همراه شما نان و گوشت باشد، آیا با گفتن چخ ، سگ می رود؟ چوب هم بلند کنی فایده ندارد، او گرسنه است وچشمش به غذاست و دست بردار نیست، اما اگر هیچ همراه نداشته باشی، می فهمد چیزی نداری و می رود. آیت الله با این مثلِ بی مناقشه می گوید: "شیطان هم در کمین انسان است؛ نگاهی به دل می کند اگر آذوقه اش که همان : حب مال، زر و زیور، شهوت، بخل، حسادت و… درآن بود، همانجا متمرکز می شود و می ماند. و اگر صدبارهم بگویی: اعوذبالله من الشیطان الرجیم فایده ندارد. اما اگر طعمه و آذوقه اش، را دور کنی آنگاه می بینی با یک استغفار فرار می کند." تا وقتی گناه را قلبا دوست داریم و خودمان رو در موقعیت گناه قرار می دهیم :نمی شود بنشینیم صحنه های مستهجن ببینیم و بگیم پناه می بریم به خدا! تو مجلس گناه بنشینیم و بگوییم پناه می بریم به خدا! مثل اینکه خودت را بندازی جلو ماشین و بگویی پناه می برم به خدا جواب نمی دهد این به واقع تمسخر خویش است. گناه مثل سم است. آثار وضعی و ذاتی خود را دارد. به قصد شربت بنوشی هم می کشد. برای سلامت ماندن بهتر آن است که مطلق به جام زهر دست نزنیم. بدانیم که گناه، کم و بیش آن بد است. به قول اهل معرفت، گناه صغیره وجود ندارد چه باید نگاه کنیم که را نافرمانی و معصیت می کنیم؟ خدای بزرگ را. در ساحت این بزرگ، گناه کوچک نیست. لذا باید این بیتِشعر هافظ را همواره پیش چشم داشت که؛" عیب درویش و توانگر به کم و بیش بد است / کار بد مصلحت آن است که مطلق نکنیم" فقط با دور شدن از منطقه و موقعیت گناه است که می شود از منطقی که آدمی را به گناه می اندازد هم دور شد. دوریی چنین ما را به خدا نزدیک می کند.
ب / شماره 5218 / سه شنبه 19 دی 1402 / صفحه 4 http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14021019.pdf
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم دی ۱۴۰۲ساعت 14:38  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|