این روز ها، شهید دگر باره تازه شده است در کلامِ مردمان. قافله سالار شهید سلیمانی است اما اهل قافله از همه گروه هایند. پیر و جوان. زن و مرد و حتی دخترکِ کاپشن صورتی و گوشواره قلبی. ایرانی و افغانستانی. همه به منهج فاطمی به هیبتِ علوی در شکوه شهادت. دوباره تقدیری خدا نوشت ما را سر کلاس نشانده است. این درست که صدا از کرمان برخاست اما کرامت آن صدا چنان است که در عالم پیچید. دشمن می خواست خط عشق را کور کند. می خواست راه را ببندد اما شد مصداق همان ضرب المثلِ "عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد" و خدا خواست. تدبیر تکفیریان را به تقدیر عشق به محشر مومنان تغییر داد تا دوباره نگاه مان به حقیقت باز شود. تا بفهمیم هر شهید، آیه عشق است. یک نشانه برای انسان تا راه را گُم نکند. درسی برای مردمان همیشه که بیاموزند و به رفتار درآورند تا به جایی برسند که شهید رسید. او را ذیلِ آیه شریفه" وَٱصۡطَنَعۡتُكَ لِنَفۡسِي؛و تو را براى خود پرورديم" باید خواند و تعریف کرد. حدیث قدسی این را می گوید. آنجا که شرح عشق می کند به ؛ " مَن طَلَبَنی، وَجَدَنی و مَن وَجَدَنی، عَرَفَنی و مَن عَرَفَنی، أحَبَّنی و مَن أحَبَّنی، عَشِقَنی و مَن عَشِقَنی، عَشِقتُهُ. و مَن عَشِقتُهُ، قَتَلتُهُ و مَن قَتَلتُهُ، فَعَلَیَّ دیَتُهُ و مَن عَلَیَّ دیَتُهُ، فأنا دیَتُهُ؛ آن کس که مرا طلب کند می یابد، آن کس که مرا یافت می شناسد، آن کس که دوستم داشت به من عشق می ورزد، آن کس که به من عشق ورزید من نیز به او عشق می ورزم، آن کس که به او عشق ورزیدم کشته ام می شود و آن کس که کشته ام شود خون بهایش بر من واجب است و آن کس که خون بهایش بر من واجب است پس من خودم خون بهایش هستم."بله، شهید عشق خداست. درسی است که باید خواند. سطر به سطر باید به زندگی در آورد. سعادت این است. این که مثل شهید زندگی کنیم تا مثل او رستگار بشویم." داعشیانِ پدر صهیونیست" خواست شان این بود که راه عشق را ببندند. می خواستند هراس اندازند در جان مردمان اما پرده از ترسِ کشنده خود برداشتند. انتحار، سکته از ترس است.نهایتِ زبونی است. خوب فهمیدیم که چقدر می ترسند و چه باید بکنیم که از ترس، زهره بترکانند. راه را خدا نشان داد.....

ب / شماره 5217 / دوشنبه 18 دی 1402 / صفحه 4

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14021018.pdf

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم دی ۱۴۰۲ساعت 12:6  توسط غلامرضا بنی اسدی  |