گاهی به دیگران آسیب می زنیم تا خود در امان باشیم. دیگری را هول می دهیم تا جا برای ما باز شود اما توجه نمی کنیم که برخی اوقات، منافع ما حفظ می شود بدون این که نیاز باشد، به منافع دیگران آسیب بزنیم. عادت کرده ایم انگار به این رسمِ نادرست. خیلی وقت ها بدون این که نیاز باشد پای این و آن را لگد می کنیم. یادم هست این که جایی خواندم، یک روز استاد دانشگاه به هر کدام از دانشجویان کلاس یک بادکنک باد شده و یک سوزن داد و گفت یک دقیقه فرصت دارید بادکنک های یکدیگر را بترکانید هر کس بعد از یک دقیقه بادکنکش را سالم تحویل داد برنده است مسابقه شروع و بعداز یک دقیقه من و چهار نفر دیگه با بادکنک سالم برنده شدیم. شاد و خندان منتظرتشویقِ استاد بودیم تا به دیگران پُز بدهیم اما استاد که شاهد تلاش ما برای ترکاندن بادکنک های یکدیگر و باقی ماندن فقط چهار بادکنک سالم بود، سری تکان داد و گفت «من همین مسابقه را در کلاس دیگری برپا کردم و همه کلاس برنده شدند زیرا هیچ کس بادکنک دیگری را نترکاند. شما دقت نکردید به صحبت من. قرار بود بعد از یک دقیقه هرکس بادکنکش سالم ماند برنده باشد که اینچنین هم شد. در آن کلاس همه برنده شدند. در این کلاس اما برنده ها هم بازنده اند." استاد سپس حرف اصلی و درسِ اصلی را چنین بیان کرد: ما انسان ها رقیب یکدیگر نیستیم. قرار نیست ما برنده باشیم و دیگران بازنده. قرار نیست خوشبختی خود را با تخریب دیگران تضمین کنیم. می توانیم با هم بخوریم با هم رانندگی کنیم با هم شاد باشیم. حتی با هم بهتر می شود کارکرد. شادی همگانی هم انرژی آور تر است. پس چرا بادکنک دیگری را بترکانیم؟ تامل کردیم در کلام استاد. راست می گفت و هم درست. غلط، رفتار ما بود که برای ترکاندن بادکنک یکدیگر این همه تلاش کردیم. تامل کردیم، سرمان پایین افتاد از خجالت. استاد درس بزرگی به ما داد تا بعد از این برای موفقیت، جمعی تلاش کنیم بی آنکه پای هم را لگد کنیم.....

ب / شماره 5215 / شنبه 16 دی 1402 / صفحه 4

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14021016.pdf

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم دی ۱۴۰۲ساعت 11:11  توسط غلامرضا بنی اسدی  |