اصالت یک کلمه است با یک جهان معنی. شخصِ دارای اصالت از جهان بزرگتر است. نه به لحاظ ابعاد جغرافیایی که او خود یکی از 8 میلیارد نفر روی زمین است، به این خاطر که جهان نمی تواند او را تصاحب کند. نمی تواند اراده او را بشکند. نمی تواند ایمان او را بخرد. کسی که اصالت ایمانی اش به رسول خدا برسد به یاد خواهد آورد که او به جناب ابوطالب فرمود: "یا عمّ! واللَّه لو وضعوا الشّمس فی یمینی و القمر فی شمالی لاعرض عن هذا الامر لا افعله حتّی اظهره اللَّه او یذهب بما فیه؛ عموجان! اگر خورشید را در دست راست من بگذارند، ماه را در دست چپ من بگذارند، برای اینکه من از این هدف دست بکشم، سوگند به خدا این کار را نمیکنم؛ تا وقتی یا خدا ما را پیروز کند یا همه‌ی ما از بین برویم." افراد اصیل، بر اصول خود می مانند حتی اگر همه دنیا در برابرشان صف بکشند. قیمتی مردمی هستند اینان که هر جا یک نفر شان هم بماند، حق رونق خواهد داشت چه اینان به حق وصل اند چنان که شاخه به درخت و میوه به شاخه. من این گزاره را حکمت آموز یافتم که بنده خدایی نوشته بود،" مادامى که سيب با چوب باريکش به درخت متصل است؛ همه عوامل در جهت رشدش در تلاشند..! باد باعث طراوتش و آب باعث رشد و آفتاب باعث پختگی و کمالش مي شود." به واقع ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند تا به سلامت برسد " اما ...به محض جدا شدن از درخت و جدايى از "اصل"، آب و باد و آفتاب هر سه باعث گندیدگی، پلاسیدگی و پوسیدگی و ازبين رفتن طراوتش می شود!" بله همان عواملِ رشد، به بانیان نابوده تبدیل می شوند. این را هم درباره انسان می توان چنین گفت که اگر رابطه عبودیت قطع شود، عبادت که پرورنده روح است خود به حجاب و غرور و تکبر تبدیل و روح را می کشد. پس،"مراقب وصل بودن به "اصالتمان" باشیم که انسانیتمان از بین نرود.". اصالت که باشد، رابطه عبودیت برقرار می ماند و هر نفس مان سیب می شود تا عطرش لحظات مان را معنایی نو بخشد.

ب / شماره 5210 / یکشنبه 10 دی 1402 / صفحه 4

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14021010.pdf

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم دی ۱۴۰۲ساعت 11:39  توسط غلامرضا بنی اسدی  |