گردباد را دیده اید آیا؟ نوعِ نا پیدای آن در بازار پیچیده است و تنوره کشان به پیش می رود. به ویژه در بازار غذا و مواد پروتئینی. از خواب که بیدار شویم و به بازار برویم، تغییرات را محسوس خواهیم یافت. بنده خدایی می گفت، برق از سرم پرید وقتی حساب کردم. یک سیخ 20 گرمیِ جگر، 20 هزارتومان می شود. لقمه بخشش بکنیم با نان بدون هیچ چیز دیگر، لقمه ای 7 هزار تومان در می آید. لقمه 7 هزار تومانی را هم نمی شود به گلو برد. گیر می کند برای ما مردم عادی. شاید برای برخی ها چیزی نباشد اما برای اکثریت مردم خیلی چیز است. اصلا داغ است. خوب نیست. ضرر دارد باید به دنبال یک محصول ارزان و بی ضرر باشیم. اما هر غذایی را که لقمه ای حساب می کنیم، کمتر در نمی آید اگر بیشتر نشود. به غذاهای درجه یک و دو کار نداریم. معمولی ترین آن مثلِ قیمه درجه 3 که 20 گرم هم گوشت نداشته باشد، می شود 85 هزارتومان. این یعنی قیمت غذا خیلی بالاست. خیلی بالاتر از توان ما مردم عادی. گاهی فکر می کنم و حتی به دیگران هم گفته ام که قیمتِ کالا ها را نباید آنالیز کرد چون در دیگر حوزه ها هم قصه همین قدر پُرغصه است. کفشی که می خریم چند صد هزار تومان است و چند روز کار می کند؟ یعنی روزی فقط چند هزارتومان پول کفش می دهیم. پیراهن و کت و شلوار و... را که دیگر نمی شود حساب کرد. گرانی نفس کشیدن را هم گران و تورم، آرزوهای جوانمرگ شده را متورم کرده است. این خوب نیست به ویژه برای ما که باید امیدِ در افزایش داشته باشیم، دست انداز ایجاد می کند. کژراهه نجات از این وضعیت این است که حساب نکنیم. پای حساب که به میان بیاید، وقتی ببینیم هر لقمه چند هزار تومان تمام می شود کوفت مان خواهد شد. انگار تغافل در این زمینه ها امروز خیلی لازم است. اما راهِ درست این است که همه ما به ویژه بازار محترم، بر مدار انصاف و عدالت کار کند. در مدارِ نبوی فرمده "ارحموا ترحموا" است که جامعه راه به سلامت می برد. راهِ دست دیگر هم این که دولتِ محترم همه همت اش را بگذارد برای مهار تورم و گرانی. فشاردادن گلوی مردم چاره کار نیست. وقتی تورم بین 40 و 50 درصد حرکت می کند افزایش 20 درصدی حقوق یعنی کسری 20-30 درصدی محاسبات. شما بازار را و به ویژه آنچه در اختیار خودتان است مدیریت کنید ملت همراهی می کند. از سال 96 که حساب می کنم حقوق ها -تقریبا- 5-6 برابر شده است همه چیز به ویژه غذا را چندین و چند برابر قیمت سابق باید بخریم. حتی کلوچه هم 20 برابر شده است. در شرایطی چنین نه مروت که انصاف هم لاغر می شود. مهربانی به کنار، رحم و شفقت هم نه به حاشیه که کلا از میدان به در می شود. این وضعیت را باید چاره کرد. اول دولت محترم و دست های توانا. بعد بازار محترم و در کنار این ها مردم نجیب که با معاداندیشی، معاش خویش را دقیقتر از پیش تدبیر خواهند کرد. اسراف و ریخت و پاش را به حداقل خواهند رساند. در همراهی همگانی است که می شود این گردبادِ نابودگر را مهار کرد. جز تدبیر دولتیان، انصافِ بازاریان و همراهی مردمان راهی برای گذر از این روز های سخت نیست.

ب / شماره 5194 / دوشنبه 20 آذر 1402 / صفحه 3

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14020920.pdf

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آذر ۱۴۰۲ساعت 11:41  توسط غلامرضا بنی اسدی  |