ضعیت فوتبال به ویژه اوضاع قمر در عقربِ سرخابی های پایتخت، را اگر نماد مدیریت کلان دولتی ندانیم، نتیجه آن خواهیم دانست. به هم ریختگی سازمانی، وضعیت بدهی ها، آمد و رفتِ زودهنگامِ مدیران و… جزو شناسنامه این دو باشگاهِ پر طرفدار شده است. به گونه‌ای که می‌شود گفت، از بس پنجره نقل و انتقال‌شان باز و بسته شده که لولاهای آن از جا درآمده است. از مسابقات آسیایی حذف می شوند همان اول. اگر هم جوازِ ورود به مسابقات را بگیرند، در گام دوم حذف می شوند. چند دهه است که تیمی از ایران بر بامِ فوتبال قاره کهن، شادی مردم را “نو” نکرده است.

حرف من اما از جنس ورزش نیست در این یادداشت. به نتایج هم کاری ندارم چه رسد به حواشی. سخن از “مدیریتِ دولتی” است که نمونه و نماد کاملش را در فوتبال می توان نشان داد. مدیریتی که فقط در ورزش شکست نخورده است که در اصل مدیریت، با پیروزی بیگانه است. هم اخلاق را می بازد. هم امانت داری را بی معنا می کند. هم وفای به عهد را که رکنِ مسلمانی و جانمایه فرهنگ ملی است را از اساس فراموش می کند. پرونده بدهی های این باشگاه ها در کنفدراسیونِ فوتبال آسیا همواره باز است. یک شکایت به آخر می رسد، پرونده شکایتِ تازه، باز می شود. آن جریمه را از سر می گذرانند، جریمه دیگر از راه می رسد و تن و بدن هواداران را می لرزاند اما مدیران دولتی خم هم به”ابرو” نمی آورند. عین خیالِ شان هم نیست که با نام و “آبرویِ” ایران بازی می شود؟ بازیکنان و مربیانِ خارجی که به ایران می آیند تجربه کرده اند که تا شکایت نکنند، تا ما در مرداب جریمه تا گلو فرو نرویم، جواب نمی دهیم. همین است که پرونده ما همیشه مفتوح است. در واقع، پرونده ما بسته نمی شود بلکه از بازیکنی به بازیکن دیگر تغییر نام می دهد. فاجعه بارتر این که مدیرانی که باعث و بانی این وضعیت ها یند، نه تنها کسی احوال شان را نمی پرسد که مدام از این پُستِ مدیریتی به آن جایگاه، بدرقه می شوند. می روند و باز می گردند بدون این که در برابر نتایج مدیریتی خود پاسخگو باشند. گاه بین باشگاه ها در آمد و شدند و باز کسی کارنامه شان را ورق نمی زند و نمره هاشان را نمی خواند. این حکایت در حوزه های فرهنگی- سیاسی- اقتصادی- اجتماعی و…. در تکرار است. کسانی که با نوع مدیریت‌شان هزینه های سنگین به جامعه و کشور تحمیل کرده است نه تنها احساس بدهکاری ندارند که پشت هر تریبونی، طلبکارانه می نشینند. جواب نمی دهند، متهم می کنند و باز کت و شلوارِ جایگاه تازه را پُرُو می کنند. تا این چرخه معیوب اصلاح نشود، تا زمانی که مسئول کار خود نباشیم، هیچ اتفاقی که برای ما برکت داشته باشد روی نخواهد داد. زمانی از این راه غلط به جاده صلاح، کوچه خواهیم گشود که هر کس در برابر عملکردش مسئولانه پاسخ گو باشد. هرجا که هست. حتی اگر چای دبش، سرو کرده باشد!

انصاف نیوز / شنبه 18 آذر 1402

http://www.ensafnews.com/470046/

ب / شماره 5193 / یکشنبه 19 آذر 1402 / صفحه 3

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14020919.pdf

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر ۱۴۰۲ساعت 14:8  توسط غلامرضا بنی اسدی  |