|
زیبایی اگر به رنگ و رو باشد، به تبی می رود همان طور که اگر شکوه و جلال آدمی بسته به مال باشد به شبی از دست خواهد داد. باید به دنبال معیارها و بایستگی های مانا بود تا به ماندگاری رسید. من تصویر ارائه شده در این حکایت را دل نشین یافتم که؛" اﺳﺘﺎﺩﯼ ﺍﺯ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﭘﺮﺳﯿﺪ: به نظر ﺷﻤﺎ ﭼﻪ ﭼﯿﺰ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﺍ ﺯﯾﺒﺎ ﻣﯽﮐﻨﺪ؟ ﻫﺮﯾﮏ ﺟﻮﺍﺑﯽ ﺩﺍﺩﻧﺪ؛ ﯾﮑﯽ ﮔﻔﺖ: ﭼﺸﻤﺎﻧﯽ ﺩﺭﺷﺖ. ﺩﻭﻣﯽ ﮔﻔﺖ: ﻗﺪﯼ ﺑﻠﻨﺪ. ﺩﯾﮕﺮﯼ ﮔﻔﺖ: ﭘﻮﺳﺖ ﺷﻔﺎﻑ ﻭ ﺳﻔﯿﺪ! و هر کس از منظر خود جلوه ای در نظر آورد و گفت. ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺍﺳﺘﺎﺩ، دو کاسه کنار شاگردان گذاشت و گفت: به اين دو کاسه نگاه کنيد. اولی از طلا درست شده است و درونش سم است و دومی کاسهای گلی است و درونش آب گوارا است، شما از کدام کاسه مینوشید؟ جواب همه معلوم و صریح بود؛ از کاسه گلی. استاد با تایید نظر آنان، ظریف نکته ای که در نظر داشت را چنین بیان کرد: ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻥ کاسهها ﺭﺍ در نظر گرفتید، ﻇﺎﻫﺮ آنها ﺑﺮﺍﯾﺘﺎﻥ ﺑﯽﺍﻫﻤﯿﺖ ﺷﺪ. آدمی هم همچون اين کاسه است. آنچه که آدمی را زيبا میکند درونش و اخلاقش است." سیرتِ زیباست که به صورت وجاهت و شکوه می دهد. زیبایی صورت در پیچ و خمِ اولین اخمِ نا به جا دفن می شود. این را همه مان تجربه کرده ایم. دوستان مان هم لزوما زیبا چهرگان نیستند بلکه حتما زیبا سیرتان اند. شاید در نگاهِ اول زیبایی صورت بتواند مثل یک تیترِ حرفه ای، عمل کند. ذهنِ مخاطب را به خبر بکشاند اما به خط دوم نرسیده آن را فرو خواهد گذاشت اگر حرف مهمی نداشته باشد. صاحب صورت زیبا هم حذف خواهد شد اگر به اخلاق نیکو آراسته نشود. این که پیامبر اعظم الهی دین را با اخلاق معنا می کنند نشان از اهمیت راهبردی نیک اندیشی و نیک رفتاری در سپهر انسانی دارد. خود را به اخلاق در معنای متعالی آن بیاراییم تا در نگاه مردم به حرمت ماندگار برسیم. سيرتمان را که را زيبا کنيم صورت مان هم دلنشین خواهد شد.
ب / شماره 5189 / سه شنبه 14 آذر 1402 / صفحه 4 http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14020914.pdf
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم آذر ۱۴۰۲ساعت 13:59  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|