|
یک کلیپ می دیدم که بسیار جالب و تامل برانگیز بود؛ دو برادر یکی، دوساله بودند. جلوی هر کدام شان یک ظرف بود. وقتی آن را برداشتند، زیر یکی خالی بود و زیر دیگری، دو تا شکلات. آن برادری که شکلات نداشت، نگاهش خالی شد اما برادری که دو شکلات داشت، یکی را گذاشت جلوی برادر و او را بوشید. زیر نویش این کلیپ این بود: برادرانی چنین ستودنی اند. بله ستودنی است اخلاقی که فقط خود را نمی بیند بلکه شادمانی را در خوشحالی دیگران می جوید. از این منظر می توان گفت، مهربانی، فقط یک فضیلت اخلاقی فردی نیست. حتی اگر همین هم بود می ارزید که برای تخلق به آن کوشید. مهربانی فردی می تواند رآفت را به شفقت برساند و در جامعه چنان جاری کند که تجسم شعر سعدی را به تمامه زیست کنیم؛" چو عضوی به درد آورد روزگار/ دگر عضو ها را نماند قرار" این را هم در حکایتی که خواندم به لطافت دیدم؛" قرار بود پارچه کت و شلواری اهدايی به مدرسه، ميان شاگردان قرعه کشی شود. معلم گفت هر کس نامش را روی کاغذ بنويسد تا قرعه کشی کنند. وقتی نام حسن درآمد، خود معلم هم خوشحال شد. چرا که حسن به تازگی يتيم شده و وضع مالی اش اصلا خوب نبود." اما خوشحالی معلم زمانی صد چندان شد که به کاغذ اسامی بچه ها نگاه کرد، روی همه آنها نوشته شده بود: حسن! همه مهربانی را، دیگر دوستی را رفاقت را باور داشتند. باور را هم به عمل در آوردند. معلم خوشحالی از چشمانش می تراوید. همه دانش آموزان را به نگاهی می دید که کریم ترین مردمان بزرگ را باید دید. به واقع هم چنین بود. آنان کریم بودند. کرامت در باورشان شکوفا شده بود. ما برای رسیدن به جامعه تراز ایمانی به فراوانی آدم هایی چنین نیاز داریم. کسانی که زمان را و اقتضائات شرایط یکدیگر را بدانند و درست عمل کنند. بنده خدایی بعد این حکایت نوشته بود:" کودکان، صادقانه مهربانند" من اما می گویم این فراتر از یک مهربانی صادقانه است. فهم درست از شرایط و التزام به فرهنگ مواسات در رفتارشان داشتند که از هر" داشته ای" ارجمند تر است.....
ب / شماره 5176 / دوشنبه 29 آبان 1402 / صفحه 4 http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14020829.pdf
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آبان ۱۴۰۲ساعت 11:9  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|