|
جنون صدام که به جنگ تبدیل شد و دیوِ فزونخواهی ژنرال بعثی تنوره کشید با هزار افتخار به مقابله اش چنان سینه سپر کردیم که تانک هایش در مقابله با تن های ما کم آوردند. با این همه هیچ کاه جنگ را نه تنها افتخار نمی شمردیم که از جنگ بی زاربودیم. می جنگیدیم، دست ها مان انگار به تفنگ چسبیده بود و شامه مان از بوی خون و باروت،پُر بود اما هیچ چیز مان به جنگجویان نمی خورد.ما مجاهدان مدافع بودیم به هر لباسی که برتن داشتیم.ارتشی و سپاهی و بسیجی و... فرقی نمی کرد. همه از جنگ بیزار بودیم و توامان هم با دشمن و هم با جنگ، می جنگیدیم.این که امروز خود را به عنوان « بچه های جنگ» معرفی می کنیم، به معنای تایید جنگ نیست. از باب تعریف مظروف به ظرف است. چون شاهد تعالی اخلاق و تجلی حسنات در رفتار رزمندگان بودیم که در جنگ متجلی می شد و ستودنی بود به این وصف خود را تعریف به لحظه، لحظه حضور در حماسه دفاع مقدس افتخار می کردیم ومی کنیم. این اما هزار فرسنگ فتصله دارد با پندار کسانی که فکر کرده اند ذات جنگ چنین شایستگی آفرین است. چنین نیست. جبهه از آن رو متفاوت بود که به فرموده امام دانشگاه شد. بستری فراخ برای انسان سازی. در فرهنگ جبهه بود که انسان به فضیلت های انسانی ایثار و شجاعت و همت آراسته می شد. در مکتب خدایی مردان جبهه بود که "بیت المال" را حرمتی افزون بود که حسابِ کاه را هم در اندازه کوه دقیق می شمردند. مردان جبهه اگر به حرمت در نگاه و زبان مردم صاحب جایگاه اند به خاطر سبک زیستی و مدیریتی آنان بود نه صرفا جنگ آوری. چون درست زیستند و خود را مومنانه با خدا تعریف کردند خدا هم عزت شان را روز افزون فرمود. به این خاطر بود که جبهه رفتنِ مان افتخار بود اما جنگیدنِ مان از سر اعتذار. باید عذر دشمن را به زبانی می خواستیم که بفهمد. این بود که تفنگ برمی داشتیم. باید سرزمین مان را از لوثِ وجودشان طهارت می دادیم. ناگزیر از جنگیدن بودیم و این با جنگجوبودن فرق می کند. مسئله ای که در ماجرای غزه و نقشی که باید ایفا کنیم هم ذیل همین نگاه است. نفرت از جنگ و جنگ افروزان صهیونیست اما حمایت تمام قد از مقاومت مظلومان. نحوه حمایت را همه نه شعار برخی ها که هدایت و راهبرد رهبر انقلاب تعیین می کند. قرار نیست برخی ها رگ گردن کلفت کنند و سیاست های رسمی و تبیین شده نظام را به چالش بکشند که چرا چنین و چنان نمی کنیم. حرف دارند راه باز است. خود را به غزه برسانند. اینجا همه چیز حساب و کتاب دارد چنان که در جنگ داشت. این را اما بدانند که جنگ افتخار نیست. دفاع مومنانه و هوشمندانه و منطقی هنر است که با کمترین هزینه بیشترین آورده را داشته باشد. ما دنبال جنگ نیستیم اما از آن نمی ترسیم. حکم، حکمِ جلودار است. فرمان دهد، بر هاموم می تازیم. هامون اگر دریا شود از خون هم باکمان نیست. اما تا جلودار امروز تکلیف را در حمایت از مقاومت نوشته است نه به میدان زدن و برای کشور هزینه ساختن. بدانند آنان که جنگ را مقدس می شمارند. ب / شماره 5176 / دوشنبه 29 آبان 1402 / صفحه 3 http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14020829.pdf
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آبان ۱۴۰۲ساعت 11:8  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|