ما ایرانی هستیم. مردمانی که به هنر مهمام نوازی شهره ایم. هم روی مان باز است و هم در خانه مان. اما ادابی هم هست در این میان که باید بدان مودب بود. از این جمله است دعوت و آمادگی پذیرش. میهمان که به دعوت بیاید عزیز است. حرمت دارد. صاحب خانه، پایین می نشیند تا او بالای خانه بر پشتی تکیه زند. اما کسی که ناخوانده می آید چنین توقعی نمی تواند داشته باشد. آنکه ناخوانده و ناخواسته _بی خواهان _ پا به خانه مردم بگذارد، جز این که او را به سمت خروجی راهنمایی کنند چاره ای نمی ماند. این منطق زیستن در جامعه است. جز این باشد. جا برای خود صاحب خانه باقی نمی ماند. حکایت ما با مهاجران و اتباعِ دیگر کشور ها از این جنس است. آنان که به طریق قانونی و با حساب و کتاب می آیند مثل میهمان دعوت شده، حرمت دارند. برادرشان می دانیم و سر سفره هم بالا دست خودمان می نشانیم. آنان هم که می آیند و اعتبار ماندن شان تمام می شود اما بازنمی گردند را به لطف شاید بتوان چند صباحی نگه داشت اما کسانی که از همان اول، با شکستن «حرز» ملی و مرز می آیند، قاطعانه آنان را به سمت خروجی باید هدایت کرد. بی حساب و کتاب نیست روگار که هر کس هر کار بخواهد بکند. نمی شود چنین راحت، برخی اتباع و راه ایران را در پیش بگیرند. حضور یکان به یکان شان باید محاسبه شده باشد. لطف و برادری و حُسنِ همجواری به جای خود، حساب و کتاب هم به جای خود. حضوری چنین حتی اگر تالی فاسد نداشته باشد- که فراوان هم دارد- باز هم به صرفه و صلاح کشور نیست. سنجیده و با برنامه باید مهاجر پذیرفت چنان که بنای دنیا بر این است. باید متناسب با نیاز بازار کار داخلی اجازه آمد و شد داد به رسم دنیا. اما ما به رسم مهربانی همواره رفتار کرده ایم. نانِ خشکی اگر در سفره بوده است را نصف کرده ایم تا هرکه آمد و لو ناخوانده، غریب اگر هست، گرسنه نماند. ما اخلاق را مروت را باور داریم اما آنان هم انصاف روادارند.وضع ما را ببینند. باور کنند که ما هم سفره مان آنقدر بزرگ نیست که این همه میهمان خوانده و ناخوانده و با شکستن حریم ها دور آن بنشینند. به احترامِ سال های همراهی، آنان که بی طرحِ مراحلِ قانونی می آیند راه بازگشت را در پیش بگیرند....

ب / شماره 5169 / یکشنبه 21 آبان 1402 / صفحه 3

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14020821.pdf

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آبان ۱۴۰۲ساعت 11:6  توسط غلامرضا بنی اسدی  |