|
حرف داریم. حرف ها هم از جنسِ درد است. چه دردی بزرگتر از "کیسه بیماری"؟ خدا رحمت کند گذشتگان را. یک دعای ویژه داشتند. دست شان در آسمان بود در حق مردم که "خدایا کیسه بیمار نشوی". آن روز زیاد متوجه عمق دردی که در حرف به حرف این جمله دعایی بود نمی شدیم. بزرگتر که شدیم. مسئولیت سفره که بر شانه ما گذاشته شد، فهمیدیم "کیسه بیماری" از لاعلاج ترین بیماریی هایی است که هرکس گرفتارش بشود، از هر دردی بدتر است. کیسه ات که سالم باشد بیماری ها را می شود چاره کرد اما بیماری جیب را نه تنها درمانی نیست که "ام الامراض" است. کلی مصائب هم به دنبال می آورد. یک نمونه اش می شود فقر تغذیه که مملکتِ جسم را به جایی می رساند که استعداد های شکوفا شده هم مثل گیاهان فصل خشکسالی، جان می دهند. این برای همه بد است اما برای بازنشستگان بدتر است. سفره شان در حالی رو به کوچک شدن می گذارد که عیال شان بیشتر می شود. جایگاه شان- به لحاظ اجتماعی- به آنجا می رسد که باید دستِ دیگران را بگیرند. باید در برخی امور برای خویشان بزرگی کنند. بزرگی هم هزینه دارد که چون کم گذاشته شود از حساب اعتبار اجتماعی شان کاسته می شود. کسی حرفِ فقیر را نمی خواند. متاسفانه بازنشستگان ما هر روز فقیر تر می شوند. مسئولان محترم نیز چندان که باید به این مهم نمی پردازند. نه از دولت همتی می بینیم نه در مجلس تا جایی که یک مقامِ کارگری در حوزه بازنشستگان می گوید، ما در مجلس فعلی بی صدا هستیم و صدای صنفی در مجلس -فارغ از نگاه سیاسی- نداریم. کارگران و بازنشستگان تامین اجتماعی متاسفانه منافعشان پیگیرکننده ندارد. ما در مجلس حداقل ۵ نفر پیگیر حقوق بازنشستگان حرفهای و صنفی لازم داریم" کسانی که درد کارگر و بازنشسته را چشیده باشند و حرف ما را بفهمند. در دولت هم متولیانی چنین می خواهیم. کسی که درد ما را نفهمد چگونه می خواهد برای درمانش تلاش کند؟ وقتی تصمیمات شان به نامتناسب شدن حقوق بازنشستگان می شود معلوم است که از ابتدائیات این نظام حقوقی بی اطلاع یا بی توجه اند. کار که سخت می شود، با هزار ادعا بحث متناسب سازی را مطرح می کنند. عملکردشان در این حوزه هم بیشتر به سوهان کشیِ روح می ماند تا تراوت بخشیدن به جان موی سفید کرده های عرصه تولید. کار گرِ امروز هم چون در آینه زندگی بازنشسته امروز، فردای خود را می بیند، آنقدر امید برایش نمی ماند که با همه وجود به کار بچسبد. این هم در حالی است که ما به این چسبندگی و بی دغدغه بودن نیازمندیم تا با همه وجود کار کنند و گره بگشایند از امور کشور. قرار بر متناسب سازی است اما در همین دوسال دولت محترم سیزدهم حدود 20 درصد، "نامتناسب سازی" عمیق تر شده است. شاید یکی از مهمترین دلایلش همین باشد که بازنشستگان صدایی ندارند. این ته مانده انرژی هم که به صدا تبدیل شود چندان به گوش مسئولان محترم نمی رسد. کاش با افزایش قدرت شنوایی متولیان امر، کوچکترین صدا هم شنیده شود. این گونه است که امید به فردای بهتر،حالِ امروز مان را هم بهبود خواهد بخشید. این قشر شریف شرایط را درک می کنند. مسئولان هم احوال آنان را درک کنند. در مفاهمه است که برکت و موفقیت رقم می خورد. ب / شماره 5146 / سه شنبه 25 مهر 1402 / صفحه 3 http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14020725.pdf
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم مهر ۱۴۰۲ساعت 12:16  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|