هدف بعثت رسول و امتداد نبوت در ساحت امامت، همه مردم هستند در همه عصرها و نسل‌ها. همه ما باید به این اسوه‌های حسنه، نگاه داشته باشیم و دیده‌ها را به درس تبدیل کنیم وبه جان بخوانیم تا در تغییر جهان بر مدار عصمت، نقش داشته باشیم. این را در مناسبت‌های مختلف به کلمات گوناگون گفته و نوشته‌ام. باور دارم که نه یکی از راه‌ها بلکه تنها راه نجات انسان از مشکلات گوناگون، تمسک به سیره نبوت و امامت است. اگر چنین نشود، اگر خوانده‌ها و شنیده‌ها بین چشم و گوش بمانند نه تنها چاره کار نخواهد بود که در بیچارگی انسان از مسیر عُجب به غرور، کاری نمایان خواهد کرد. بررسی اجمالی کارنامه آنانی که در ساحت معرفت فقط لب و دهان هستند به ما می‌گوید اگر به واقع خواهان نسبت روشن با رسالت و امامت هستیم باید به عمل برخیزیم که علمِ تنها، قفلی نمی‌گشاید. فکر می‌کنم از جمله مهمترین درس‌هایی که باید به رفتار درآوریم، ارتقای فرهنگ" گفت‌و‌گو" است. چیزی که - با همه ادعاها - در آن به فقری وحشتناک دچاریم. به جرات می‌توان این فقر را مادر دیگر کمبود‌ها در حوزه رفتار شخصی و اجتماعی دانست. به ویژه در حوزه‌های کلان حکمرانی و مملکت داری. تجربه هم می‌گوید که هرجا "بابِ گفت‌و‌گو" را بستیم، جلوی موفقیت، دیوار ایجاد شد. هرگاه به کلید تدبیر، باب گفتگو گشودیم، امید به روز‌های بهتر، مثل نهالی که پس از باران، تازه می‌شود، طراوت می‌گیرد. بخوانیم تا ببینیم که پیامبر خدا چه سان از ظرفیت گفتگو، کوچه‌هایی ساخت که به بوستان همراهی و همدلی رسید. چه گونه امام مجتبی(ع) با آرامش و مروت در برابر تند‌ترین گفته‌ها، اعجاز تحول را رقم زد. به چه شکلی، امام رضا(ع) جامعه و مردم را از بابِ گفت‌و‌گو به بامِ معرفت برکشید. گفت‌و‌گو و حتی شکل کلاسیک‌تر آن مناظره، در ساحت امامت، مواجهه‌ای سراسر پیروز و بی‌شکست خورده بود. آن که با امام به مواجهه می‌آمد با احتجاج امام و حجت‌های آشکاری که می‌آوردند، کوچه‌های تاریک ذهن خود را روشن می‌یافت و بیشترین بهره را می‌برد. تفاوت مناظره در منطق اهل عصمت، با آنچه در رفتار اهل سیاست می‌بینیم در همین است که مناظرات اهل‌بیت، "برد- برد" بود بی‌آن که باختی درکار باشد. آنکه به ظاهر در مباحثه کم می‌آورد چون به حق می‌رسید، با بیشترین "ارزش افزوده" از آن نشستِ علمی برمی خاست. به خلاف مجادلات سیاسیون که "احسن" نیست و "حَسَن" هم نیست و نتیجه آن "باخت - باخت" است. آن که به ظاهر برنده به نظر می‌آید، عملا بیشتر می‌بازد. بازخوانی پرونده مناظرات در همین چهل و اندی سال، مشخص می‌کند بازندگان را. آنان که با "بگم، بگم" بی‌منطق‌ترین شیوه مجادله را در پیش گرفتند خود خیلی پس رفتند و عقب ماندند. فقط کسانی به احترام صاحب نام شدند که به منطق امامت، در مناظرات به دنبال رسیدن به حق بودند و با طرف مناظره هم به مروت رفتار می‌کردند. شهید بهشتی از ستارگان این آسمان بود که هنوز می‌درخشد. این قبیل افراد اگرچه کم هستند اما چنان برکتی دارند که تا همیشه به زندگی معرفتی دیگران هم برکت می‌دهند. امروز هم به منطقی چنین و رفتاری چنان نیاز داریم تا با الگوگیری از مقام نبوت و امامت، با گفت‌وگو و روشنگری به سوی حقیقت برویم.

جمهوری اسلامی / شماره 12629 / چهارشنبه 22 شهریور 1402 / صفحه اول و 3 / خبر

https://jepress.ir/?newsid=313969

http://jepress.ir/archive/pdf/1402/06/22/3.pdf

شفقنا / https://fa.shafaqna.com/news/1648194/

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۴۰۲ساعت 11:54  توسط غلامرضا بنی اسدی  |