مدام سر و کارش با آب بود. دستش را به فراوانی می شست. می گفتند مقید است به نجاست و پاکی. افراط در آن را هم برخی به حساب ایمانش می گذاشتند و برخی وسواس می خواندند اما جملگی آن را به حساب باورمندی او به دیانت می گذاشتند. نمی دانم چرا اما احوال او مرا یاد این گفتارِ آیت الله مجتهدی تهرانی (ره) انداخت که می گفت،" در حلال و حرام وسواسی بشوید ، نه در نجاست و طهارت . زیاد دست آب نکشید ، مواظب حلال و حرام باشید. این آیه قرآن را می خواند که؛ "فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ إِلَىٰ طَعَامِهِ" یعنی انسان باید به طعامش نگاه کند . وقتی غذایی جلوی انسان می گذارند ،باید ببیند که این غذا از کجا آمده، حلال است یا حرام؟ مال صغیر است؟ از چه درست شده؟ مال موقوفه است؟ مال خمس نداده است؟ ربا است؟ رشوه است؟" این جوری اگر آدم دچار وسواس بشود خیلی هم خوب است. کتاب زندگی را به خط حساب می نویسد. استاد با نگاه از منظر عبادت می گوید" تا حلال نخوری حال عبادت نداری. تا حلال نخوری تاریک هستی. اگر می خواهید نورانی شوید حلال بخورید. اولیای خدا اگر حرامی جلویشان باشد می فهمند ماها نمی فهمیم ، پس باید احتیاط کنیم. اگر به منزل انسان متدین و با تقوا و نماز شب خوان رفتی شام آوردند ، بخور. ولی افراد لا ابالی غذایشان را نخور." اما در حلال خوری فراتر از حوزه عبادت، ساحت عبودیت است. با حلال خوری و پیش از آن حلال اندیشی است که می شود به مقام بندگی رسید. کسی که شکمش از مال حرام پر شود، نه تنها در کنار حق نمی ایستد که در برابر آن هم تیغ می کشد. مگر نخوانده ایم که در کربلا امام حسین(ع) در جواب جناب علی اکبر که می پرسد مگر این ها ما را نمی شناسند که به جنگ ما آمده اند، می فرماید شکم هاشان از حرام پر شده است. حرام خور، در برابر حجت خدا می ایستد. به این خاطر است که بر تقوای خوردن تاکید می شود. التزام به حرام و حلال داشتن، حلّال مشکلات فردی و اجتماعی است. نه فقط نورانیت عبادت را می افزاید که در بندگی خدا هم انسان را چند گام به قله نزدیک می کند.....

ب / شماره 5118 / شنبه 18 شهریور 1402 / صفحه 3

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14020618.pdf

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم شهریور ۱۴۰۲ساعت 11:15  توسط غلامرضا بنی اسدی  |