|
حالِ مان خوش نیست. حال آنکه حق ما داشتن حال خوش است. به حساب آمار های اعلامی دولتیان باشد، نباید یک روز ناخوش در روزگار ما باشد. اما به کف خیابان که می آییم قصه فرق می کند. درست مثل آنچه برای آن مرد اتفاق افتاد و برای من و شما هم کم اتفاق نمی افتد. بگذارید چنین برای تان به تعریف قلم بر کاغذ برم که؛ به هم ریخته بود مرد. تعریف می کرد که در ساندویجی بودم که یک زن در سن یک مادر وارد شده گفت: یک ساندویج کالباس چقدر می شود؟ وقتی از صاحب مغازه شنید، چهل هزارتومان راهش را کشید و رفت. با خود زمزمه می کرد: چهل هزارتومان؟! این چهل هزارتومان را جوری ادا می کرد که برایش خیلی پول بود. برنخورد به کسانی که با یک پرس غذای شان، این مادر یک هفته را می تواند سر کند. مرد می گفت: همان ساندویجی که گرفته بودم کوفتم شد. نمی دانم برخی ها چطور راحت اند وقتی در حوزه مسئولیتی شان ماجراهایی از این دست تکرار می شود. یاد بانویی خود سرپرست افتادم که می گفت، هندوانه میوه ما فقر بود که با قیمت امسال، آن را هم دیگر باید از یاد ببریم. در گروه های بازنشستگان هم کم نخوانده ام که قیمت گوشت به ما ربط ندارد. بالا برود یا پایین بیاید نمی توانیم بخریم با این قیمت ها. راست می گویند. خیلی ها را توان خرید گوشت نیست. این اوضاع را که می بینم یاد دولت روحانی می افتم که تا مقداری اوضاع سخت می شد، از همه طرف بر او سخت می شوریدند و به تیر کلامش می بستند که کجایی و حواست کجاست که باد در سفره مردم می پیچد؟ حق داشتند آن روز. دولت باید در خدمت ملت باشد و جز ارتقای رفاه و تعالی اخلاق و دانش آنان نباید جای دیگر وقت بگذارد. این که آن زمان بیش از انتظار هم طلب می کردند را هم خوشحال مان می کرد. فقط این پرسش می ماند بی جواب که چرا امروز زبان در کام کشیده اند، جای سئوال هم دارد این سکوت ممتدِ مطالبه گرانِ دیروز. حالا که خیلی از داشته های سابق در دولت روحانی به آرزو تبدیل می شود، آرزو به دل مانده ایم که زبان باز کنند. دولت عوض شده، احوال که اگر بدتر نشده باشد، بهتر که نشده که به وادی سکوت رسیده ایم. باور بفرمایید آینگی اقتضای انتقاد دارد. باید کمبود ها را گفت تا دولتیان برای "بود" کردن آن همیت کنند. نقد نه دشمنی که صادقانه ترین شکل دوستی است. مگر شما وقتی در لباس سفید دوست خود لکه ای سیاه ببینید، به او نمی گوئید؟ این که خیانت است نه دوستی. دوستی اقتضایش آینگی است. آینه هم تصویر واقعی را بازمی تاباند. هیچ آینه ای تا کنون، تصویر سفاریش نداده و زبان فتوشاپ را نمی فهمد..... ب / شماره 5115 / دوشنبه 13 شهریور 1402 / صفحه 3 http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14020613.pdf
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم شهریور ۱۴۰۲ساعت 11:58  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|