نسبت انسانِ مومن با امامت حوزه های مختلف را در بر می گیرد. روابط به انس می انجامد. اما باید دانست آن اُنسی که با ولی پیدا می‌‌کند و آن حُبی که از ایشان در دلش زنده می‌‌شود، حب و اُنسِ ولادتیِ پدر و مادری یا پرِ‌قُنداقی و فقط از شیر مادر نیست. به گفته استاد صفائی حائری(ره)" آن حبی که پدر‌ها باید به بچه‌‌ها منتقل کنند، حبی است که همراه بیّنات و برهان باشد و در دنیای آشوب‌‌زده‌‌ای که هر روز دانشمندی را عَلَم می‌‌کنند، بتواند دوام بیاورد. " به ویژه امروزه که شبهات روز افزون است. باطل را لباس حق می پوشند تا جای حق را بگیرد. فضای مجازی هم پر است از توهمات پرسش نما. پرسش برای رسیدن به پاسخ و حقیقت است اما پرسش های توهمی فقط برای وهمناک کردن فضا و غبار افروختن تولید می شود و گوش شنوایی برای شنیدن پاسخ ندارد. نمی خواهم به سیاهه کردن این قبیل سوالات بپردازم. هر پرسش را در جای خود باید پاسخ داد. در این مقال می خواهم به این نکته توجه داشته باشیم که رابطه ما با سید الشهدا و امامت، فقط این نیست که محبت به ارث رسیده باشد از پدر و مادر خونی آدمی. رابطه امت با امامت خود هم ذیل رابطه ابوت و بنوت معنا می شود و محبت پدر فرزندی ایجاد می کند. در کنار این باید دانست که "انسان از ولی رزق می‌‌گیرد." همان طور که" کوچک‌‌ترین کلمات امیرالمؤمنین، دورترین فراز انسان را در دنیاهای مختلف، چه در تفکراتش، چه در عواطفش و چه در توجّهات باطنی‌‌اش، کمک کرده و بن‌‌بست‌‌های او را باز کرده است." رابطه با عاشورا هم نقشی چنین دارد. نه فقط برای مومنانِ از مسلمانان. نه تنها برای مسلمانان که گاندی هندو هم بر سر سفره رزق حسینی می نشیند و درس می گیرد. این سخنِ اوست که،" من زندگی امام حسین، آن شهید بزرگ اسلام را به دقت خوانده‏ ام و توجه کافی به صفحات کربلا نموده‏ ام و بر من روشن شده است که اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز گردد، بایستی از سرمشق امام حسین پیروی کند." سفره سید الشهدا گسترده است برای همه. هر کس می تواند پای این سفره بنشیند منتها بهره ای که می گیرد بسته به سعه وجودی اش خواهد بود. به این که توان برداشتش چه قدر است. چقدر ژرف می نگرد. این کلامِ جرج جرداق (دانشمند و ادیب مسیحی)، ظرف نگاهی است به کلام آمده که،" وقتی یزید، مردم را تشویق به قتل حسین و مأمور به خونریزی می ‏کرد، آنان می‌گفتند: "چه مبلغ می‌دهی؟ ". اما انصار حسین به او گفتند: ما با تو هستیم؛ اگر هفتاد بار کشته شویم، باز می‌خواهیم در رکابت جنگ کنیم و کشته شویم." جرجرداغ با نگاه به تفاوت نگاه یاران امام و یزید، به تمیز دادن حق از باطل پرداخته است. باری، سفره محرم. سفره ذکر و رزق و روشنی است. با سَفَر به کربلا باید رزق امروز را گرفت.....

ب / شماره 5080 / شنبه 31 تیر 1402 / صفحه 3

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14020431.pdf

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم تیر ۱۴۰۲ساعت 12:5  توسط غلامرضا بنی اسدی  |