"کوری ما خیلی چیزها را برایمان تجویز کرده و پشتوانه خیلی از بیچارگی‌‌هایمان شده است. " واقعا همین طور است. اگر چشم مان باز باشد، ما را از بیچارگی ها باز می دارد. چشم باز، ما را به امام می رساند. به فهم ماندن با امام می رساند. این درست که آن روز، بودن با حسین، هزینه داشت. این هم قبول که امروز هم حسینی ماندن، هزینه دارد. اما مگر دیگر جور بودن بی هزینه است؟ آنان که در کربلا با حجت خدا ماندند، جان شان را دادند اما به جاودانگی رسیدند جهانی را احیا کردند. آنان هم که در برابر امام بودند و یا به کنج عافیت خزیده بودند هم هزینه دادند. فراموشی، مرگ و سئوالات پر شمار آخرت. زندگی شان سرشار مرگ بود برخلاف یاران حسین(ع) که شهادت شان سرشار زندگی بود. من فکر می کنم اگر انسانی به ایمان رسیده به حساب و کتاب برخیزد و هزینه ها و فایده ها را بسنجد، قطعا به تکریم آن جان های تابناک خواهد پرداخت که جهان را به کرامت رساندند. در همان کربلا فراوان در فراوان بودند که در برابر سید الشهدا ایستادند. یا جان دادند و یا بعد به مرگ خفت از دنیا رفتند اما به هیچ فایده ای نرسیدند که جهان هم تا ابد آنان را به لعن و نفرین خواهد نواخت. آیت الله صفائی حائری(ره) در کتاب خون خدا، صفحه 58 به ماجرا می پردازد با این بیان که؛"معیّت{همراهی} با حسین و در جوار معصوم و ولی بودن، غرامت‌‌هایی دارد که باید آماده‌ پرداختنش باشیم. " کسانی می توانند از این نعمت بیشترین بهره را ببرند که برای پرداخت غرامت عشق هم آماده باشند. کسانی که این آمادگی را ندارند نباید پا به راه بگذارند. بر حذر بمانند و برای حجت خدا و برای جامعه مشکل ایجاد نکنند. به قول استاد؛" یا نخواهیم و شروع نکنیم و نیاییم زیر این چتر، یا اگر آمدیم، بایستیم؛ حتی اگر گوشت و پوست‌ از تنمان ریخت، آبروها رفت، قدرت‌‌ها رفت، ذلت‌‌ها آمد؛ حتی اگر پیراهن پاره‌‌ای را بر تنمان نخواستند!" کوفیان اول گفتند هستیم. نامه نوشتند، برای حجت خدا تکلیف ایجاد کردند اما نماندند. اما در برابر امام ایستادند. امروز هم همین است. یا یا علی نگوئیم با راه حسین و یا تا آخر بایستیم. امام در همه دوران ها حبیب و مسلم و زهیر و حر می خواهد. اینان که باشند حق تنها نمی ماند. تنهایی آن زمان حق را چون پیراهنی تنگ در بر می گیرد که صدای مدعیان بلند اما دست عمل شان کوتاه باشد. در کربلا چنین بود. نامه ها تا چند هزار رسید اما مرد میدان فقط 72 نفر بودند. آنان هزینه با حسین بودن را به جان پرداختند. اما بردند. و راستی ما "چرا چنین نکنیم؟ مگر آنها که از حسین بریدند و عاشورا را از آن طرف به سیاحت نشستند، چه بردند؟ به چه نتیجه‌‌ای رسیدند؟" آنان نابود شدند. هزینه دوری از حسین هزار بار بیشتر از یاری او بود و هست هنوز. کسانی که تسلیم می شوند به سلامت نمی رسند. تاریخ خوانش های خونباری دارد از روایت تیغ و گلوی تسلیم شدگان. فقط کسانی که مختار را تنها گذاشتند چهار هزار سر بی تن ماند. حتی به تردید دچار شدگان. عین الورده گواه است که خون این چند هزار که بعد از تردید به میدان آمدند به اندازه قطرات خون کربلا هم اثر نگذاشتند. باری، کربلا را دوباره بخوانیم. درس امروز ما باید همین باشد....

ب / شماره 5078 / چهارشنبه 28 تیر 1402 / صفحه 3

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14020428.pdf

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم تیر ۱۴۰۲ساعت 11:5  توسط غلامرضا بنی اسدی  |