|
دنیا عرصه بازخورد ر فتار خود ماست. حتی بسته به نگاه مان واکنش نشان می دهد. خیلی مهم است که چطور نگاه کنیم تا همان طور نگاه شویم. این را زمانی بیشتر حس کردم که این قصه را خواندم. بنده خدایی در همین فضای مجازی نوشته بود ماجرای یک سفر درون شهری اش را به این شرح که؛ خوش خنده بود و خوش مشرب راننده تاكسی . خیلی زود سر حرف را باز کرد. همان دم که در را محکم به هم زدم. انگار فهمید حالم میزان نیست. او هم چینی به ابرو انداخت و نالید بدبخت تر از ما راننده تاکسی ها کسی نیست. گفتم چطور؟ گفت چون دو روز كار نكنی دیگه هیچی تو دست و بالت نیست، از صبح هی كلاچ، هی ترمز، پادرد، زانودرد، كمردرد، با این لوازم یدكی گرون، یه تصادفم بكنی كه دیگه واویلا میشه، هر مسیری مسافر بگه باید همون رو بری و کلی مصائب دیگر... داشتم به حرف هایش فکر می کردم و حواسم از مشکلات خودم پرت شد. دیدم چین از ابرویش رفته و یک لبخند روی لبانش نشسته است. داشتم دودوتا چهارتا می کردم که چه اتفاقی باید افتاده باشد که آقای راننده به حرف آمد که حالا اگر گفتی بهترین شغل دنیا چیه جایزیه داری. گفتم چه عرض کنم؟ خودش ادامه داد: راننده تاكسی بودن! دلیلش را هم چنین توضیح داد که؛ چون هر مسیری خودت بخوای میری. هر وقت دلت خواست یه گوشه می زنی بغل استراحت می كنی. هی آدم های جدید و مختلف میبینی. خبرها و حرفها و داستان های مختلف می شنوی و کلی حالت خوب می شود. ختی می توانی حال دیگران را هم خوب کنی. با تعجب به راننده نگاه كردم، راننده خندید و گفت: زندگی همه چیش همینجوره. هم میشه بد نگاه كرد. هم میشه بهش خوب نگاه كرد. نتیجه اولی، بد شدن حال خود توست. حالت که ناخوش باشد، انرژی منفی وجودت دیگران را هم آزار می دهد. دومی هم اول خودت را سر کیف می آورد بعد انرژی مثبت تو دیگران را توانی مضاعف می بخشد. پس به همه چیز خوب نگاه کن تا خوب هم بگذرد. راست می گفت. خوب که ببینیم هم حال خودمان خوب می شود و هم می توانیم در بهتر شدن حال جامعه نقشی سازنده داشته باشیم. پس با خود و خدای مان عهد ببندیم تا می شود برای توسعه حال خوب تلاش کنیم. هم برای خود هم برای دیگران.
ب / شماره 5048/ سه شنبه، 23 خرداد ۱۴۰۲ / صفحه 3 http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14020323.pdf
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم خرداد ۱۴۰۲ساعت 12:57  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|