|
تربیت به زدن نیست. به نزدن است. زدن، درد دارد اما راه را نشان نمی دهد. تنبیه وقتی از مسیر نزدن اتفاق بیفتد نتایج اش ماندگارتر هم خواهد بود. اگر با آدم های موفق همکلام شویم خواهیم دید که آنان خاطره ای تلخ از چوب و چک و لگد ندارند. هشدار ها و اخم ها و بیدارباش های والدین است که آنان را به بیداری و هوشیاری در یاد مانده است. در نهاد خانواده موفقیت زمانی است که پدر و مادر در نظمی تعریف شده حرف همدیگر را کامل کنند. به ویژه حرف مادر که اگر پدر پشت آن بایستد، اثری ده چندان خواهد داشت. چندی پیش خاطره ای می خواندم از دختر گرامی حضرت امام خمینی (ره) که این گذاره را تایید می کرد. او گفته بود "... یادم می آید که یک روز در ایام کودکی به حرف مادرم گوش نکردم و کاری را که مادرم مخالف انجام آن بود، کردم. پدرم خیلی ناراحت شد و به قصد تنبیه من از جایش برخواست، ولی به بهانه های مختلف به من فرصت داد که فرار کنم. همیشه همین طور بود، خودش را به کاری مشغول می کرد، مثل: بالا زدن آستین ها، دنبال وسیله تنبیه گشتن و... تا بچه ها فرصت کنند و بگریزند، ولی به خاطر عمل خود متنبه شوند... ." مهم هم تنبه است. این که به ناپسندی کار خود واقف شوند. پدر و مادر هم چیزی جز این نمی خواهند. حتی اگر مادر زبان به نفرین هم می گشاید همین را می خواهد. به گفته مولوی حکیم؛ مادر ار گوید ترا مرگ تو باد مرگِ آن خو خواهد و مرگِ فساد والا هرگز خار در پا خلیدن او را تاب نمی اورد. ترجیح می دهد زمختی خار را در چشم خویش احساس کند اما حُسنِ حال فرزندش، خراش برندارد. تربیت هم هدفی جز فساد زدایی از زندگی ندارد. سیاست گذاران تربیتی جامعه هم باید چنین نگاهی داشته باشند. طبیبانه بکوشند برای سلامت جامعه. برخوردهاشان با آخاد مردم وقتی دچار خطا می شوند هم از این جنس باشد. با مشربی که امام در خانه داشت، هم خانه درست می شود هم جامعه. تمرین کنیم این رفتار را..... ب / شماره 5045/ شنبه، 20 خرداد ۱۴۰۲ / صفحه 2 http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14020320.pdf
+ نوشته شده در شنبه بیستم خرداد ۱۴۰۲ساعت 12:54  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|