مردم حرم می‌روند. زیاد هم می‌روند. هیچ چیز نمی‌تواند مانع این رفتنِ معرفتی بشود. دوست دارم این را به صدای بلند بگویم جوری که همه بشنوند و بفهمند حتی کسانی که اصرار بر نفهمیدن شنیده‌ها دارند. حتی دیده‌ها را هم نمی‌خواهند باور کنند و در وادی تردید می‌اندازند. مردم حرم می‌روند. آقاجانشان را خیلی دوست دارند. به مهربانیش جان را جلا می‌دهند. این که دستشان به سینه ادب می‌نشیند و لب هاشان در سماعی عاشقانه، ارض و سما را سرشار عطر می‌کند نتیجه ارادتی است که سست نمی‌شود چه رسد که خللی در آن خانه کند. السلام علیک یا ابالحسن یا علی بن موسی الرضا، نه فقط از لبان که اول از جانشان برمی خیزد و در زبانشان کلمه می‌شود. حتی از دور‌ترین کوچه و خیابانی که حرم در چشمرس باشد. بماند که مردمان دیارهای دور هم با سلام به امامی که به "تسمع کلامی و ترد سلامی" می‌شناسیم، سلامت خود را برای یک عمر تجدید اعتبار می‌کنند. مردم، ملتِ امام رضا هستند حتی اگر از همه عالم و آدم ناراضی باشند. ملتِ معرفتند حتی اگر از همه بی‌معرفتی ببینند. قصه مردم و امام رضا، جز ارادت و معرفت، جانمایه‌ای ندارد که رفتار دیگران در آن به چشم آید. خدا بیامرزد جاودانیاد حسن حسینی را که به روزگاران می‌سرود؛
"ما در ره عشق نقض پیمان نکنیم
گر جان طلبد دریغ از جان نکنیم
دنیا اگر از یزید لبریز شود
ما پشت به سالار شهیدان نکنیم"
قصه ما و امام رضا هم همین است. تا همیشه رو به امام رضا در حرکتیم. حتی در جغرافیایی که پشت به حرم هم باشد باز زندگی به قاعده حرم و رو به امام رضا در جریان است. در زندگی ما همه چیز به حرم ختم می‌شود و از حرم آغاز می‌شود. حتی کسانی که شاید گاهی دچار کاهلی در برخی عبادات شوند، در زیارت و تشرف به حرم بر سر شوق می‌آیند. این را می‌خواهم به صدای بلند بگویم تا آنانی که گوش‌های خود را می‌گیرند هم بشنوند. کم کاری این و آن، گرانی و تورم و تلخ کامی‌هایی که از پی هم می‌آید هرگز نمی‌تواند حلاوت جرعه‌ای از آب سقاخانه اسماعیل طلایی را تحت تاثیر قرار دهد. ما به این آب، حیات می‌یابیم. مرده کسی است که این زندگی را فهم نکند حتی اگر روی دوپا راه برود. راه امام رضا صراط مستقیم است که انسان باید بپیماید حتی اگر شرایط سخت‌تر از سخت بشود. کسانی که به چیز دیگر دل خوش می‌کنند، سراب را آب می‌پندارند. همین روز‌های پیش بود که در اتوبوسی که به حرم ختم می‌شود یکی دو نفری از گرانی‌ها شکایت داشتند و در آن میان یکی همه چیز را به دین و مذهب گره زد و دومی گفت این روزها کسی حرم نمی‌رود اما آن اتوبوس و مسافرانش به حرم می‌رفتند. وقتی پیاده شدیم، به آن فرد مدعی گفتم که رابطه مردم با امام رضا را با چیز‌های دیگر نباید گره زد. حکایت زیارت فرق می‌کند. او هم به همان لهجه خاص خود گفت: امام رضا که قربونش بُروم فرق مُکنه. فقط کاش برخی‌ها رو سوسک مِکِرد تا دیگران عبرت می‌گرفتند! جای بحث نبود که امام رضا حکیم‌تر و مهربان‌تر از آن است که مثل ما با دشمنانش مقابله کند چه رسد به کسانی که ما می‌پنداریم بد رفتار می‌کنند و غلط در حساب می‌نویسند. مردم به حرم رفتند. بعد از این هم خواهند رفت. کور خوانده‌اند آنانی که این عظمت حیات بخش را نمی‌توانند دید....

جمهوری اسلامی / شمـاره ۱۲۵۵۰ / سه شنبه, ۱۶ خرداد ۱۴۰۲ / صفحه 3 / خبر

https://jepress.ir/?newsid=307160

http://jepress.ir/archive/pdf/1402/03/16/3.pdf

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم خرداد ۱۴۰۲ساعت 12:6  توسط غلامرضا بنی اسدی  |