کلی کوشیدند تا مسلمانیشان را بستانند. تلاش کردند تا به دین خود درآورندشان. اینان هم همراهی میکردند. در همین میان - به قول ما مشهدیها- برق رفت و همه جا را سیاهی گرفت و سکوت. اما تا برق آمد صلوات فرستادند. یعنی پنبه یافتند هرچه بافته بودند را.
این حکایت را بارها خواندهایم. این روزها هم به نوعی شاهد بازتولید آن در ساحتهای دیگریم. همین چند روز پیش بود که در اتوبوس واحد به سمت حرم حضرت امام رضا(ع) میرفتیم. دعوا در گرفت. بر سر حجاب بود بعد تذکر یک خانم به یک دخترِ جوان. کلمات تند شد و صداها بلند. در این میانه صدایی از بانوان بلند شد که صلوات بفرستید برای ختم ماجرا.... دختری که تذکر گرفته بود گفت یعنی چه صلوات؟ دیگران هم همراهی نکردند چندان... دقایقی گذشت و گنبد حرم که نمایان شد، دعوت به صلوات پیرمرد را چنان جواب مثبت دادند که احساس جوانی کرد. انگار نه انگار که دقایقی پیش درخواست صلوات چندان اجابت نشد. این بار آن دختر هم صلوات فرستاد. انگار برقی که رفته بود برگشت. آدمها هم به تنظیمات کارخانه دینی برگشتند. هه جا را عطر صلوات گرفت.
دو روز پیش هم این قصه تکرار شد. درست در مسیر عکسِ روزهای پیش. در اتوبوس اعلامیه زده بودند مبنی بر ممنوعیت خدماتدهی به بیحجابها. راننده محترم هم مستند به ابلاغیه به دختر بیحجاب تذکر داد که برای استفاده از خدمات و سوار شدن به اتوبوس باید حجاب داشته باشد. قبل از این که دختر تصمیم بگیرد سوار شود یا نه، صدای اعتراض مردها بلند شد. یکی گفت تو رانندگیات را درست انجام بده، چه کار داری به لباس مردم. جوانی هم در ادامه باکلماتی تندتر همین مفهوم را گفت. پیرمرد کناری هم به تکرار حرفهای جوان پرداخت با طعم کینه! در این میان، تقاضای صلوات هم پاسخ نگرفت. حرفها ادامه یافت اما صلوات "تجدید" نشد. ما "مردود" شدیم. انگار برق رفته بود که برنگردد. حرم هم پشتِ سر بود نه رو به رو که جلوهاش حال همه را خوب کند. در ادامه راه هم اتوبوس خراب شد. همه مجبور شدیم پیاده شویم. همهمان چه با حجاب و چه بیحجاب. اهل صلوات و لبهایی که بسته مانده هم همه پیاده شدند.
فکر میکنم در جامعه فاصله رفتنِ برق تا آمدن برق، خیلی زیاد شده. آن قدر که برخیها به برگشت برق امیدشان کم میشود. این را جدی بگیرند مسئولان محترم. اگر میخواهیم دوباره صلوات از جان همه برخیزد باید جهان و جامعه به قرار برگردد. مشکلات رو به کاهش بگذارند. وضع زندگی بهتر شود. این را متولیان امر جدی بگیرند. یک نکته هم هست که ما مردم عادی باید حتما به آن توجه کنیم. اتوبوس که خراب شد، همهمان با همه تفاوت دیدگاه و رفتاری که داشتیم، مجبور شدیم پیاده شویم. اتوبوس خراب هیچ کداممان را به مقصد نمیرساند. به امروز و فردای جامعه فکر کنیم. بر هم خوردن نظم جامعه، به ضرر همه ماست. همهمان آسیب میبینیم اگر جامعه آسیب ببیند. امیدوارم برق دوباره وصل شود تا عطر صلوات جان و جهان همه را به میهمانی بوی خوش ببرد. انشاالله.
جمهوری اسلامی / شمـاره ۱۲۵۲۵ / چهارشنبه, ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۲ / صفحه اول و 3 / خبر
https://jepress.ir/?newsid=304959
http://jepress.ir/archive/pdf/1402/02/13/3.pdf
صبح مشهد / https://sobhmashhad.ir/1402/02/13/52414/
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۴۰۲ساعت 11:59  توسط غلامرضا بنی اسدی
|