کار و کارگر، دو کلمه کلیدی هستند. کلید برای گشایش قفل هایی که پیش روی پیشرفت وجود دارد. با کار و فقط با کار می توان از دل بن بست ها راه باز کرد. ره آوردی چنین ارجمند است که کار را ارزش می دهد و کارگر را ارزش افزون تر. هیچ زندگیی بدون کار و تلاش آباد نمی شود. هیچ کشوری هم جز از این رهگذار به موفقیت نمی رسد. این جاست که کار و کارگر علاوه بر ارزش شخصی، ارزش ملی هم پیدا می کند. کارگر هم فراتر از دستاورد های شخصی به شان و شخصیت ملی هم راه می یابد. کشوری که کارِ فراون دارد و راه دراز، حرمتِ کارگرش هم افزون تر می شود. ایرانِ ما هم از این جمله است. لذا باید کارگر قدر بیند و در جایگاه خود صدرنشینِ توجهاتِ برنامه ریزان باشد. صدر نشین! نه این که از صدر او را در ذیل نگاه کنند. نه این که حق و حقوقش را در زاویه فراموشی ذهن، جا دهند. نه این که او را بسان ابزار آلات، خُرد و کوچک بپندارند. کارگر بزرگ است. کارگر، به دست، آهنِ تفته را خمیر می کند تا سرش همواره بلند باشد. زیستی حقیقی و حیات بخش دارد نه مثل برخی ها که نوع زیستن شان -حتی با درآمد بالایی که دارند- زالو را به خاطر می آورد و نفرت برمی انگیزد. کارگر، دستِ پینه بسته اش هم حرمت دارد و هم کرامت افزاست برای جامعه ای که می خواهد با نگاه به داخل، جلوی دیگران دست دراز نکند. کشوری که می خواهد دست به زانو بگیرد و با یاعلی برخیزد حتما باید کار را حرمت بگذارد. کارگر را ویژه ببیند. راه را برای نقش آفرینی سازنده اش ایمن کند. باید برنامه ها و طرح ها به سمتی باشد که کارگر جز کار و ارتقای توان کاری و رسیدن به طرح های نو هیچ دغدغه ای نداشته باشد. کارگر که به چنین جایگاهی برسد، کشور هم دغدغه هایش شیرین خواهد شد. چقدر شیرین است حرکت کشور در مسیر بهتر شدن. آن وقت سطح زندگی همه مردم هم بهتر و هر روز بالاتر خواهد بود. فلسفه کار هم جز این نیست. کارگر هم جز به فلسفه ذاتی خود، فکر نمی کند.....

ب / شماره 5015/ دوشنبه، 11 اردیبهشت ۱۴۰۲ / صفحه 3 /

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14020211.pdf

امید، جانمایه فردای بهتر / صفحه 5

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت ۱۴۰۲ساعت 12:39  توسط غلامرضا بنی اسدی  |