نگاه ماورایی به انتظار ندارم. دولت ظهور را هم در قاعده زمین قابل تعریف می دانم. فکر می کنم بیرون کشیدن طلا و فیروزه از دل همین زمین است که هنرمندی است. از دل همین زمین آب را بیرون کشیدن و به فلاحت پرداختن نشان فلاحی و سرافرازی است. از همین سنگ های خارا شهاب ساختن توانگری است. برداشتن شمش از انبار که هنری ندارد. وقتی از آسمان سیل آسا می بارد، تنهاکاری که می کنیم، چتر به سر گرفتن است. بعد از این هم که نه تنها امتیازی کسب نمی کنیم، که نمره منفی هم در کارنامه مان ثبت می شود با تولید مخرب گرما، با کویرکردن جنگل، با خشک کردن تالاب ها. گاه شهاب نساخته سنگی هم بر چراغ های روشن می زنیم. نتیجه می شود اینکه هست. حال آنکه باید با تعریف نقش سازنده برای خود برسیم به جایی که باید؛ به صلاحیت های تعریف شده در تراز حضرت مصلح. باید تربیت شویم، چون قرار نیست از کره ای دیگر دولتمرد عصر ظهور بیاید. تأمل در ادبیات دینی به ما می گوید قاعده کار انبیا و اولیا نیز همین است؛ تربیت انسان در تراز بندگی و فعال سازی ظرفیت هایشان در مسیر عبودیت. هیچ پیامبری ملائکه را به زمین نخوانده است تا بیایند و بسازند، بلکه با هزار زحمت مردمان را ساخته است تا آنان جامعه را بسازند و در ساختن فرداها نیز نقش ایفا کنند. نسخه ظهور نیز همین است. مولا امام زمان(عج) نیز با همین مردم می خواهد جامعه را بسازد، نه با فرشتگان آسمان. قرار نیست مُلک را ملائک بسازند. بازسازی بنای جامعه با خشت و آهن همین بنای موجود است؛ مهندسی فرق خواهد کرد. مصالح نیز به دم و تدبیر مهندس مصلح غنی سازی خواهد شد. من به خوانده ها و شنیده هایم درباره دولت ظهور که تأمل می کردم، به این تصویر رسیدم که استاد بنا برای جاگذاری آجرها گاهی بخشی از آن را به تیشه استادی می زند تا به اندازه ای شود که نیاز است. یعنی از هر فرد در جای خود استفاده خواهد کرد تا نتیجه، شکل گیری جامعه صالحان بشود؛ همان گونه که رسول اکرم(ص) در مدینه چنین نقشه راهی را در پیش گرفت و با فعال سازی ظرفیت های موجود راه بسط و گسترش دین را هموار فرمود. آنانی را که اگر شمشیر از دستشان می افتاد، دندان در گلوی هم می گذاشتند، جماعتی را که دختران خویش را زنده در گور می کردند، همان هایی را که از مکارم اخلاق فاصله ای هزارفرسنگی داشتند، چنان به قاعده انسانیت پرورش داد که آنان خود معلم تغییر و سلامت شدند. حضرت حجت(عج) که نام و نشان از حضرت محمد(ص) دارد، به سیره همان حضرت به ساخت جامعه می پردازد؛ پس از اینکه انسان ها به مکارم اخلاق کمال یافتند. اینکه می گویند مؤمن باید مهیای ظهور باشد، به همین معناست که باید خود را به خصال حمیده نیکوسازی کند. تکلیف امروز ما تربیت خود به تراز فرداست؛ به قاعده ای که زیست در دولت مهدوی می طلبد. انتظار یعنی خودسازی؛ مهیاکردن خویشتن برای فردا؛ برای همراهی با امام زمان(عج). نقش خود را امروز درست تعریف و متناسب با آن خود را آماده کنیم.

شهرآرا / شماره 3899 / سه شنبه 16 اسفند 1401 / صفحه 13 / جامعه

https://shahraranews.ir/fa/publication/content/13815/371728

https://shahraranews.ir/files/fa/publication/pages/1401/12/15/13815_129530.pdf

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم اسفند ۱۴۰۱ساعت 11:19  توسط غلامرضا بنی اسدی  |