همان لحظه که در اختتامیه ششمین جشنواره ابوذر، نامم را برای دریافت «نشان شهید فرودی» خواندند، با خودم گفتم تکلیف آور است، بسیار تکلیف آور است. این نشان شهید مهدی فرودی. قلم به خودی خود عهدی دارد که بر شانه سنگینی می کند، چه رسد که متبرک شده باشد به دست شهید که دست خداست. این را هم از مفهوم حدیث قدسی «من طلبنی، وجدنی...» وام می گیرم که خداوند، خود را دیه و مابه ازای شهید می خواند. دست خداست که این همه دست می گیرد. درک همین نسبت است که باید فهمید و نسبتش را با آن تنظیم کرد. نام شهید فرودی هم که به میان می آید، حکایت ابعاد گوناگون پیدا می کند. یک بعد آن که ما را از حاشیه دور و به متن نزدیک می کند، این است که هیچ چیز نباید ما را از حرکت در مسیر هدف بازدارد. هیچ چیز حتی اگر خارهای غریبه، نیش در پای آدم بزنند یا دشت دوستی، یک دفعه پر از خارهای مغیلان شود. به کعبه مقصود باید نگاه داشت و گام ها را در همین مسیر محکم برداشت. چنان که رزمندگان و شهدای دیگر نیز چنین مرامی داشتند. آنان اگر باهم به مشکل می خوردند، اگر اختلاف، همراهی را «غیرممکن» می کرد، آنان نه راه کج می کردند، نه از هدف روی برمی تافتند و نه تاروپود اخوت ایمانی را می دریدند. فقط خاک ریز خود را عوض می کردند. از این «واحد» به آن «واحد» می شدند. حتی از این لشکر به لشکر دیگر می رفتند، اما از جبهه برنمی گشتند. نسبتشان با انقلاب به هم نمی خورد. یک روز، فرمانده بودند و یک روز به عنوان یک بسیجی ساده، لباس رزم می پوشیدند. از جهاد و دفاع مقدس قهر نمی کردند. برخلاف اصحاب سیاست که چون کسی دیرتر سلامشان کند، به آنان برمی خورد یا دکترشان را در خیر مقدم، مهندس بنویسند، برمی خروشند و قهر می کنند. نتیجه هم می شود ظرفیت سوزی هایی که سازه مورد نیاز انقلاب را می سوزاند. ناسازگاری را رونق می دهد. معلوم است که کار به کجا خواهد رسید. ما عوارض این نگاه را که ریشه در «خودپرستی» دارد، بارها تحمل کرده ایم. سخت هم هزینه داده ایم. فکر می کنم باید بر این خط خودخواهی -که خطایی آشکار است- قلم قرمز بکشیم. باید خط سبزی را بخوانیم که امثال شهید فرودی، به رفتار خداخواهانه شان تحریر کردند. از انقلاب جدا نشویم حتی اگر کسانی به اسم انقلاب هم با رفتار خود، تیغ شوند در میانمان. ما انقلاب را به اشخاص نشناخته ایم که با نگاه و کلامشان راه خود را عوض کنیم. رفتار اشخاص را باید با شاخصه های انقلاب بسنجیم. اگر ناهم خوان بود، چون کتابی باطل به دیوار بکوبیم. همان طور که کسی نمی تواند از ایران عزیز بیرونمان کند، از انقلاب عزیز هم نمی تواند جدایمان کند.
این منطق شهید فرودی و باکری و رحیمی و خیلی از شهدای دیگر بود. منطقی که باید امروز هم با تأسی از آن، منطقه زندگی خود را شکوفایی بخشیم. باری، نشان شهید فرودی فقط انسان را مدیون نمی کند که با یک باره اقدام، ادای دین شود. مکلف می کند که تکلیف تا لحظه حیات ادامه می یابد که در هر حالت باید برای اقامه آن کوشید. پس امروز که قلم حاج مهدی فرودی را به دست می گیرم، باید به مشرب او قلم بزنم. باید به جز حقیقت، به هیچ حساب وکتابی جواب ندهم. باید از انقلاب بنویسم و خوی انقلابی که همواره ملی ترین و سازنده ترین است. سختی دارد این راه. سخت تر از آن هم اینکه باید بکوشم در زندگی به اندازه سعه وجودی به او نزدیک شوم.

شهرآرا / 3891 / یک‌شنبه، ۷ اسفند ۱۴۰۱ / صفحه 13 / جامعه

https://shahraranews.ir/fa/publication/content/13783/370973

https://shahraranews.ir/files/fa/publication/pages/1401/12/7/13783_129270.pdf

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم اسفند ۱۴۰۱ساعت 11:50  توسط غلامرضا بنی اسدی  |