حکایتِ کارگر و بازنشسته با انقلاب و نظام را در دو سویه تکلیف و دین می‌شود تعریف کرد. آنان به تکلیف خود در ساختن و پرداختن و حتی از جان گذشتن، عمل کردند. گاه یک نفر به اندازه چند نفر کار کرد تا کاری بر زمین نماند. در نظام تامین اجتماعی هم حق بیمه افزونتر پرداخت تا قوام بیابد صندوقی که باید فرداهایش را تامین و آرامشش را تضمین کند. این هم "دین" ایجاد می‌کند برای سازمان تامین اجتماعی. البته تکلیف نیز هم تا دین خود را ادا کند. چیزی که در همین یکی دوساله، بخشی از آن ادا نشده و همچنان بر ذمه دولت انقلابی و مدیران انقلابی سازمان مانده است. 25 درصد باقی مانده متناسب سازی سال 1400 همچنان در جیب آقایان است و متناسب سازی 1401 و بودجه 90 هزار میلیارد تومانیش هم در کوچه تغافل گیر کرده است. کم نگفته‌اند نمایندگان جامعه بازنشستگان اما نه کم که انگار اصلا شنیده نشده است. اگر شنیده می‌شد، مدیران اهل حق و عدل که نسبت به حق‌الناس، حساسند حتماً ادای حق می‌کردند. شاید کوتاهی از ماست چنان که مولوی می‌گوید: تا نگرید ابر کی خندد چمن/ تا نگرید طفل کی نوشد لبن/ والا مسئولان را که – حتماً - همت بلند است و باور به حق‌الناس برقرار. پس می‌گوئیم که حق ما را بدهید. حروف را هم قطرات اشک و کلمات را صدای گریه بخوانید و لبن را شیر را حق بازنشسته را بدهید. این را هم بگذارید به حساب یک گریه که یک مقام مسئول حوزه بازنشستگی گفت: منابع پرداختِ 25درصد باقیمانده‌ متناسب‌سازی سال 1400 در قانون بودجه‌ سال 1401 دیده و برای آن 90 هزار میلیارد تومان در نظر گرفته و پرداخت شد. همچنین در زمانِ واگذاری سهام شرکت شازند به تامین اجتماعی، قید شده که این بدهی سازمان برای تکمیل متناسب‌سازی است اما بازنشستگان تا امروز به حق خود نرسیده‌اند. این گفته مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی که "متناسب سازی 25 درصد حقوق بازنشستگان در سال‌های 99 و 1400 رقم خورده و آن 25 درصد باقی مانده برای سایر سطوح است که 900 هزار نفر هستند و در کل حقوقشان 5 درصد اثر دارد." را نیز با این "گریه" بشنوید از زبانِ خیلی از بازنشستگان که، "چرا این پنج درصد را بیش از ده ماه معطل گذاشتید؟ شما که اول سال گفتید منابع دارید، چرا اجرای آن اینهمه تاخیر داشت؟" انتقادِ شخصیت‌های حقوقی و بازنشستگانِ حقیقی، از عدم اجرای باقیمانده متناسب‌سازی از جمله نامه‌ای که اخیرا خطاب به مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی تحریر شده است از جمله اشک‌ها و گریه‌های پر صدایی است که باید دید و صدایش را شنید. کلی حرف و حدیث است در زبان کارگران بازنشسته که مظلومانه‌تر و پرصداتر از هر گریه‌ای است. پس کی می‌خواهد بشنود این "مادرِ بی‌خیالِ" تامین اجتماعی؟ کی می‌خواهد ببارد دولت انقلابی تا بخندد چمن؟ آیا حق این جماعت نجیب که به تکلیف خود عمل کردند این است که با بی‌اعتنایی مواجه شوند و مسئولان با تغافل خاک بریزند روی این حق؟! آیا این به غفلت برگزار کردن را نمی‌شود "کفران" معنا کرد؟ کفران نعمت دست‌های پینه بسته است. مطمئن باشید. اینان نتوانند کاری کنند خدایی هست که بر حق مظلومان به شدت غیور است، همین!

جمهوری اسلامی / شمـاره ۱۲۴۷۶ / دوشنبه, ۲۴ بهمن ۱۴۰۱ / صفحه 3 / خبر

https://jepress.ir/?newsid=300509

http://jepress.ir/archive/pdf/1401/11/24/3.pdf

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۴۰۱ساعت 11:36  توسط غلامرضا بنی اسدی  |