در رابطه با کودکان باید به این مهم توجه داشته باشیم که اگر نمی توانیم آرزو هایش را برآورده کنیم- که معمولا چنین است- هم با او همراهی کنیم و هم کاری کنیم که در تصویرسازی هایش، به آرزوهایش نزدیک شود. این رابطه را در ارتباط با بزرگان هم باید در نظر داشته باشیم. دقیقا به همان قاعده ای که صائب تبریزی پیش رو می نهد؛

چون وانمی کنی گرهی، خود گره مباش

ابرو گشاده باش چو دستت گشاده نیست

این نکته مهمی است که اگر مسئولان کشوری هم بدان توجه داشته باشند بسیاری از مشکلات جامعه حل می شود. این خیلی مهم است که بدانیم، آنان کار می کنند حتی اگر به نتیجه نرسد. ببینیم ابروی باز و لب پر خنده دارند، ببینیم ذهن شان قفل باز کردن قفل زندگی مردم است. آن وقت هم مردم همراه و همدل می شوند درست مثل کودکانی که چون از بزرگتر خود همدلی و همزبانی می شنوند، همراه می شوند. وقتی مادر یا پدر به نگاهی همراه بگویند، کاش می تونستیم یهویی، الان یک آب نبات خلق کنیم " یا " کاش یه سوپر مارکت تو خونه داشتیم ، اونوقت ...." یا " تصور کن می تونستیم یه ماشین کنترلی بسازیم " یا " بیا یه لیست آرزوها درست کنیم و آرزوهامونو توش بنویسیم "و.... کودک هم با مسائل کنار می آید. مهمتر از نتیجه این است که اراده کار و تلاش برای نتیجه را ببینیم. لیس للانسان الا ما سعی به ما می آموزد که مهم تلاش است. مهم این است که کودک والدینش را و ملت حاکمانش را در کوشش برای بازکردن راه ببیند. نتیجه چه موفقیت باشد و چه رسیدن به مناع جدید، برای او هضم شدنی است. چنان که غذای سخت را هم معده تجزیه و تحلیل و گوارش می کند، ذهن جامعه هم با تحلیل مبتنی بر واقعیات به نتیجه درست می رسد.

مزایده / شماره 900/ دوشنبه، 10 بهمن ۱۴۰۱

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم بهمن ۱۴۰۱ساعت 11:22  توسط غلامرضا بنی اسدی  |