اعتماد به نفس یک صفت پسندیده است. یک مولفه موثر در موفقیت انسان. گوهری ارجمند، که می تواند بازار زندگی را رونق دهد. توفیق را هم به سوغات آورد. جامعه خوانی و رصد انسان های موفق هم به ما می گوید که راه رسیدن به جایگاه شایسته دقیقا از کوچه" اعتماد به نفس" می گذرد. گرانمایه اکسیری که دیگر ظرفیت های حلب مانده را هم طلا می کند. کسی که به این قدرت، مسلح باشد می تواند مصلحانه آن را به اقتدار تبدیل کند. اقتداری چنین هم زندگی فرد را نجات می دهد و هم زندگی دیگران را به پرتوی از بهشت، مزین می کند. کسی که به نوع سازنده "اعتماد به نفس" رسیده باشد می تواند همان تک گلی باشد که بهار را آغاز می کند.چندی پیش در پایگاه خبری راسخون از قلمِ حسن مانیان می خواندم که " برای نیل به موفقیت هیچ مقدمه‌ای مقدم‌تر از خودباوری و اعتماد به نفس نیست. شخصی که اعتماد به نفس ندارد اگر چه همه امکانات برای او فراهم باشد، وقت کافی هم داشته باشد، باز هم نمی‌تواند به موفقیت نهایی دست پیدا کند؛ زیرا خودباوری ندارد، اعتماد به نفس ندارد و سرتاسر مسیر سُست می‌شود، پایش می‌لغزد  اگر به زمین هم نخورد با برزمین خورده تفاوت چندانی نخواهد داشت. فردی چنین مدام گرفتار این انگاره است که؛ «نکند که اشتباه می‌روم و این مسیر، مسیر موفقیت نیست و...»  به تردید افتادن همان و از تکاپو افتادن نیز همان. نتیجه هم معلوم است  و به قولِ قدیمی ها، واضح و مبرهن است که این، موجب عقب ماندن می‌شود. در نهایت نیز به رها کردن و متوقف ماندن کار خواهد انجامید. اما اگر اعتماد به نفس با مولفه های منطقی شکل بگیرد، می تواند قوه پیشران فرد و جامعه می تواند باشد. به دیگر معنا هم می توان اعتماد به نفس را باور به ظرفیت هایی دانست که حضرت خداوندگار علی اعلا در وجود انسان به ودیعت گذاشته است تا با کشف استعداد های خود، معدن و منابع تعبیه شده در وجود را بیابد و شکوفا کند. ظرفیت هایی که اگر ناشکوفا بماند معنای واقعی "کفران نعمت" خواهد بود. البته باید به این نکته ظریف و باریک تر از مو هم توجه داشت که "اعتماد به نفس" استاندارد های خود را دارد که اگر از آن غفلت کنیم و بشود "اعتماد به سقف" توهمی مخرب در ذهن فرد خواهد کاشت که نه تنها او را به موفقیت نخواهد رساند که اسباب شکست و شکسته شدن را هم برای او فراهم خواهد کرد. از این قسم آدم ها هم کم ندیده ایم که با اعتماد صد در صدی پا به میدان گذاشته اند اما چون الزامات پیشینیِ اعتماد به نفس را نداشته اند، پیکر درهم شکسته شان را از میدان به در برده اند. الزاماتی که در قالب دانستن و توانستن مطرح است و باید با آگاهی تام و تمام نسبت به موضوع اقدام کرد.

ب / شماره 4750 /  شنبه 24 اردیبهشت ۱۴۰۱ / صفحه 3 /

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14010224.pdf

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۴۰۱ساعت 11:31  توسط غلامرضا بنی اسدی  |