ما برای سخت ترین شرایط هم الگویی راهنما و فرماندهی بن بست گشا داریم. اگر شهادت را حسین(ع) سید الشهدا شد و عباس(ع) پرچمدار جانبازی در راه خداست. زین العابدین هم در ساحت آزادگی نماد رشید ایستادگی است و به واقع و قافله سالاری به حضرت سجاد، علیه السلام، می آید. همو که نماد کمال یافته آزادگی است در اسارت. رهایی مطلق است در ازدحام غل ها و زنجیر ها. امامِ مبینِ حق است در اوج قدرتِ باطل. سید الاحرار است در روزگاری که تنها مردِ "حُرِ" کوفه را "کربلا کش" کرده اند. سجاد (ع) اما پرچم عباس و حضرت پدر را توامان به دوش می کشید. اشارت هایش را حضرت زینب(س) تبیینی مبین بود و نگاه هایش را ام کلثوم(س) به نهج علوی ترجمان می شد تا نگذارند کربلا را در کربلا خاک پوش کنند. نگذارند باطلی که در کربلا به حضیض رسید به عنوان حق بالانشین شود. نگذاشت سجاد(ع) او قافله ای را سالار شد که سیادت حضرت حسین را برای تاریخ چون اذان به بانگ رسا بیان کرد. هنوز هم صدایش از کوفه و شام به گوشِ هوش می رسد. ویرانه شام را به پایتخت آباد ترین مکتب تبدیل می کند و در "شامِ بلا" بذرِ "ولا" می کارد. او سرمشق آزادگی را چنان پر نور می نویسد که در هزاره های بعد هم اهل معرفت می خوانند و خانه در آن آبادی بنا می کنند تا حصار ها و دیوار های سیمانی، کم بیاورد در برابر انسان. انسانی که الگو از حضرت سجاد گرفته است. باری انگار خداوند با تولد امام حسین و حضرت عباس و امام سجاد علیهم السلام می خواست برای همیشه تاریخ جهاد را در همه شئون معنایی تمام کند تا حق مطلب بر بندگانش به شکوهی تام تمام شود. چنین است که ما هم شهادت را باز می فهمیم به نام حسین و جانبازی را نوخوانی می کنیم به نام عباس و آزادگی را قلمی نو می زنیم به نام مانای سجاد. و جهاد تبیین را در رکاب امام سجاد تا قیامت ادامه می دهیم و با همه توش و توان و آگاهی، در برابر جنگِ شناختی باطل های روزگار، سنگر می گیریم و می ایستیم تا نتوانند باطل را لباس حق بپوشند و بر صدر بنشانند. ما از قافله سالار آزادگی آموخته ایم که در هر شرایطی باید در میدان ماند تا عرصه به دست یزید نیفتد. پس می ایستیم به روشنگری. به بیان واقعیت ها، به تبیین حقیقت ها. ما ایستاده می مانیم.

ب / شماره 4710 / سه شنبه، 17 اسفند ۱۴۰۰  / صفحه 3 / 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اسفند ۱۴۰۰ساعت 12:45  توسط غلامرضا بنی اسدی  |